
اقتصاد۲۴- شاید بتوان موضوع حجاب را جدیترین مناقشه کشور در سال جدید (۱۴۰۲) ارزیابی کرد. در یک سو، نهادهای رسمی بر اجرایی شدن طرح حجاب و عفاف تاکید دارند و در سوی دیگر، انتشار ویدئوهایی از برخوردهای رسمی و غیر رسمی با افراد، اصناف و… در رابطه با موضوع حجاب جنجالسازیهای بزرگی را به همراه داشته است.
به گزارش فرارو، مناقشه بر سر حجاب در جامعه امروز ایرانی به اوج رسیده، اما برای پیجویی وضعیت کنونی میبایست به تاریخی طولانی و چند دههایی از مناقشه بر سر این موضوع توجه داشت. تاریخی که در درون خود ۹۰ سال تغییرات اجتماعی و سیاسی را گنجانده و یک انقلاب سیاسی را به همراه آورده است.
از کشف حجاب رضاخانی تا انقلاب اسلامی
رضا شاه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ قانون کشف حجاب را تصویب کرد و بر اساس آن استفاده از چادر، روبنده و روسری برای زنان منع شد. از آن زمان مساله حجاب در مقام یک چالش جدید سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مطرح شده است.
هر چند در ظاهر امر حجاب و مساله پوشش امری خصوصی و شخصی است، اما در جامعه ایرانی این موضوع با نظام و گفتمان سیاسی حاکم ارتباط وثیقی دارد. در عصر پهلوی، نظام سیاسی هواخواه برداشتن حجاب بود؛ در مقابل جامعه بر حفظ آن تاکید داشت. همین امر در درون خود سالها چالش و تقابل اجتماعی عرصه عمومی با قدرت سیاسی را به همراه داشت.
اهمیت این مساله برای جامعه ایرانی عصر پهلوی، محدود به حوزه خصوصی نبود، بلکه به نوعی کلیت زیست انسان ایرانی را در میگرفت. در این مقطع، مجادله بر «حجاب» به عرصه عمومی کشیده شد. حتی به جرات میتوان گفت که مطالبه جامعه برای حفظ ارزشهای دینی و در بطن آن «حجاب»، بانی شکلگیری وقوع انقلابی اسلامی بود.
استقرار نظام جمهوری اسلامی و اجرایی شدن قانون حجاب عمومی
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷، دگردیسی در رابطه سیاست با حجاب امری بدیهی به نظر میرسید. در همان ماههای ابتدایی بعد از بهمن ۵۷، بسیاری از رهبران و مسئولان خواهان اجرای حجاب اجباری و تفکیک محیطهای زنانه و مردانه در سطح اجتماعی شدند. حتی در ۱۲ فروردین ۵۸ که همهپرسی برای تعیین نظام سیاسی آتی برگزار شد، این انتظار وجود داشت که اجرای حجاب و عفاف اسلامی در سطح عمومی جامعه در دستور کار قرار بگیرد.
در چهاردهم تیر ۱۳۵۸ یعنی حدود ۵ ماه بعد از پیروزی انقلاب با نظر امام خمینی (ره) ورود زنان بیحجاب به ادارات و سازمانهای دولتی ممنوع شد. در ادامه نیز ممنوعیتهای اجتماعیای برای زنان بیحجاب در عرصه عمومی شکل گرفت. در سال ۶۰ نیز به صورت جدی به دستور دادگاه مبارزه با منکرات، پذیرفتن میهمانان و مشتریانی که ظواهر اسلامی را در اماکن عمومی رعایت نمیکنند، ممنوع اعلام شد.
در همین ایام، برخی جریانها و افراد خواهان اجرای سفت و سخت مقابله با بی حجابی شدند. این تصور شکل گرفت که برخی افراد خود را عین قانون و مجری اجرای حجاب در عرصه عمومی میپندارند. در نتیجه بازتاب اخباری از بروز برخی تندرویها، امام خمینی در سال ۶۱ فرمانی هشت مادهای را صادر کردند. در فرمان امام تاکید شده بود، هیچگونه بازداشت، توقیف و احضاری نباید بدون حکم قاضی باشد؛ چرا که این امر موجب تعزیر شرعی خواهد شد.
امام با صراحت تاکید کردند که هیچ کس حق ندارد در خیابانها کسی را جلب کند یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید. تنها بر وظیفه نهی از منکر را بر اساس مقررات مقرر در دین اسلام تایید کرده بودند همینطور حق جلب یا بازداشت و ضرب و شتم را جرم و تعدی از حدود الهی معرفی کردند.
با تمام این اوصاف، تا سال ۱۳۶۳ عملا هیچ قانونی در زمینه حجاب و عفاف در مجلس به تصویب نرسید. در این سال با تصویب قانون مجازات اسلامی در مجلس، حکم ۷۴ ضربه شلاق برای عدم رعایت حجاب تعیین شد. در این مقطع هدفگذاری نخست، اجرایی کردن مبانی طرح حجاب عمومی در جامعه بود.
در سراسر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰ اجرای سفت و سخت حجاب عمومی در دستور کار بود. در این مقطع گشتهای متعددی برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر ایجاد شدند. گشتهایی تحت عناوینی همچون: گشت «جندالله» ژاندارمری، گشت امر به معروف و نهی از منکر و گشت کمیتههای انقلاب اسلامی. افزون بر این گشتها، نیروهای بسیج و گشتهای ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در حوزه اجرای حجاب عمومی حضور داشتند.
وظیفه و دایره فعالیت این گشتها تنها محدود به شخص زنان و حجاب آنها نمیشد، بلکه روابط شخصی و حضور زنان مردان در معابر عمومی نیز مورد رصد قرار میکردند. دایره برخوردها به مردان نیز رسیده بود. در ادرات و نهادهای دولتی، پوشش کارکنان همراه با محاسن خاص و لباسها غیرجین تعریف شده بود. حتی در مقطعی نیز با مردانی که پیراهن آستین کوتاه میپوشیدند، برخوردهایی صورت میگرفت. محرمیت مردان و زنان همراه در خودروها و معابر عمومی نیز مورد پرسش قرار میگرفت.
در این سالها که همزمان با دوران جنگ تحمیلی ۸ ساله نیز بود، مسالهای تحت عنوان «بیحجابی یا حتی کمحجابی» موضوعیت نداشت، مساله این بود که قوانین حجاب و عفاف در بالاترین سطح ممکن اجرایی شود. حتی موی زنان نیز در این مقطع موضوعیت نداشت؛ چرا که جامعه به شکل خودکار این هنجارها را رعایت میکرد. اما این روند در اواسط دهه ۱۳۷۰ دگردیسیهایی را به خود دید. در این بازه زمانی سبک پوشش و علایق زنان در حوزه حجاب تغییراتی محسوس پیدا کرد. در کنار زنان چادری، بخشی بزرگ از جامعه به پوشیدن مانتو گرایش پیدا کرد.
بعد از پایان جنگ تحمیلی و در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، طی اوایل دهه ۷۰ گشایشهایی در فضای عمومی نسبت به زنان صورت گرفت. حضور آنها در دانشگاهها و حتی ادارات دولتی به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرد. در این مقطع کمیتههای انقلاب با شهربانی و ژاندارمری در قالب نیروی انتظامی ادغام شدند. تحت تاثیر تغییرات اجتماعی جدید، حوزه سختگیریها از مردان عقب رانده شد. در خرداد ۷۵ نیز طرح «مبارزه با بدحجابی» در تهران از سوی وزارت کشور اجرا شد.
