«ماجرای نیمروز» و آغاز دوران نئوپُست فرمالیست در سینما

اگر اصالت قهرمان و ضد قهرمان فردی از «ماجرای نیمروز» گرفته شده، در عوض اصالت جمعی و قهرمان جمعی، هدیه دراماتیک فیلم به مخاطبانش است. تغییر موقعیت قهرمان فردی، به قهرمان جمعی از مصدایق بارز نئوپست فرمالیست‌های معاصر به شمار می‌آید.

اگر اصالت قهرمان و ضد قهرمان فردی از «ماجرای نیمروز» گرفته شده، در عوض اصالت جمعی و قهرمان جمعی، هدیه دراماتیک فیلم به مخاطبانش است. تغییر موقعیت قهرمان فردی، به قهرمان جمعی از مصدایق بارز نئوپست فرمالیست‌های معاصر به شمار می‌آید.

سوره سینما – جدای از همه محاسن زیادی که فیلم «ماجرای نیمروز» دارد و در باره آنها گفته‌اند و نوشته‌اند، دو گروه در مخالفت با این فیلم و با دو تابلوی مشخص به‌واسطه دستاویز قرار دادن مصداق و مولفه هایی با متن و اثر فرامتنی فیلم مخالفت می‌کنند. گروه نخست اعتقاد دارند که فیلم تابلوی تبلیغاتی برای سازمان تروریستی مجاهدین خلق است و گروه دوم اعتقاد دارند که هیچ انطباق تاریخی مستدلی در فیلم وجود ندارد.

در راستای ادعای تبلیغی بودن فیلم «ماجرای نیمروز» مخالفان ادعا می‌کنند که اطلاعات دراماتیکی از جبهه منافقین به مخاطبان ارائه نمی‌شود و مولف موظف بوده است که دوربین و نقطه روایتش را به میان پرسوناژ‌های سازمان تروریستی مجاهدین خلق ببرد تا حضور پروتاگونیست و ضد قهرمان‌های روایت ماجرای نیمروز کامل شود. اگر با پیش فرض‌های دراماتیک سینمای کلاسیک و اسلوب‌های پنجاه سال گذشته «ماجرای نیمروز» را تحلیل کنیم چنین نقدی کاملا ارزنده و منطقی است. اما اگر سینما را همچنان بخشی از هنرهای هفتگانه به حساب بیاوریم، هنر امری نسبی است و نسبیت است که به امر خلق اثر هنری تدام می بخشد. مهدویان در ساخته قبلی‌اش، به این نسبیت دامن زد و ایستاده در غبار، ترکیبی از گونه وسترن ،تنیده شده با مستند،چاشنی تغزلی، نقالی و تعزیه ایرانی، را در متن خود داشت و  قالب فرمالیستی تازه‌ای را به مخاطبانش ارائه کرد. به واقع بدعت در خلق بود که از «ایستاده در غبار» اثر متفاوتی ساخت.

منبع  : سوره سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *