ماجرای سفر چهل‌ساله برای بازگشت به «جنایت سیلوستربونار»

از اشتیاق دوران دانشجویی تا تحقق یک آرزوی دیرین در سال ۱۴۰۵؛ محمدرضا پارسایار در این مصاحبه از چالش‌های ترجمه‌ی آثار کلاسیک، هنر معادل‌یابی و تلاش برای ایجاد تعادل میان زبان امروز و فضای قرن نوزدهم می‌گوید.

یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ – ۰۹:۰۰
ماجرای سفر چهل‌ساله برای بازگشت به «جنایت سیلوستربونار»

محمدرضا پارسایار در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد؛

ماجرای سفر چهل‌ساله برای بازگشت به «جنایت سیلوستربونار»

از اشتیاق دوران دانشجویی تا تحقق یک آرزوی دیرین در سال ۱۴۰۵؛ محمدرضا پارسایار در این مصاحبه از چالش‌های ترجمه‌ی آثار کلاسیک، هنر معادل‌یابی و تلاش برای ایجاد تعادل میان زبان امروز و فضای قرن نوزدهم می‌گوید.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: محمدرضا پارسایار، مترجم، فرهنگ‌نویس و پژوهشگر سرشناس ادبیات فرانسه، متولد سال ۱۳۴۱ در تهران است. اشتیاق او به دنیای کتاب از کودکی با مطالعه آثار دیکنز و مارک تواین آغاز شد؛ علاقه‌ای که در سال‌های جوانی او را به سوی یادگیری زبان فرانسوی و تحصیل در رشته زبان و ادبیات فرانسه و زبان‌شناسی سوق داد.

مسیر حرفه‌ای او با فرهنگ‌نویسی و معادل‌یابی آغاز شد؛ تجربه‌ای چهارساله که به او آموخت چگونه بدون عبور «سرسری» از هیچ واژه‌ای، لایه‌های معنایی متن را استخراج کند. همین دقت نظر و تخصص در فرهنگ‌نویسی، زیربنای سبک «روان و وفادار» او در ترجمه شد. پارسایار با ترجمه آثار بنیادینی چون «بینوایان»، «نود و سه»، «گوژپشت نتردام» و «مردی که می‌خندد» از ویکتور هوگو، «تهوع» اثر ژان پل سارتر، «بیگانه» نوشته آلبر کامو و همچنین «تپلی و بیست داستان دیگر» و «یک زندگی» از گی دو موپاسان، جایگاه ویژه‌ای در معرفی آثار فاخر فرانسه به مخاطب ایرانی یافت. او همچنین با ترجمه آثاری چون «خیال‌پردازی‌های رهرو تنها» (روسو)، «زورق مست» (رمبو)، «به زیبایی زن» (پره‌ور) و گزیده‌هایی از اشعار بودلر در «گل‌های رنج» و پل الوار در «تنهایی جهان»، طیف گسترده‌ای از ادبیات کلاسیک و مدرن فرانسه را به فارسی برگرداند.

او که همواره در تلاش است تا میان زبان امروز و فضای تاریخی آثار کلاسیک توازنی بهینه برقرار کند، اخیراً آرزوی دیرین خود را با ترجمه رمان «جنایت سیلوستربونار» به تحقق رسانده است. این اثر که توسط «کتاب پارسه» منتشر شده، حاصل سال‌ها مطالعه و اشتیاق است و ما در این مصاحبه، به بررسی چالش‌های ترجمه این اثر و نگاه پارسایار به نثر «سهل و ممتنع» آناتول فرانس پرداخته‌ایم.

جناب پارسایار، شما سابقه ترجمه آثار بسیار حجیم و بنیادینی چون «بینوایان» و «تهوع» را دارید. چه چیزی در رمان «جنایت سیلوستربونار» برای شما جذاب بود که تصمیم گرفتید این اثر از آناتول فرانس را به فارسی برگردانید و خواننده ایرانی را با آن آشنا کنید؟

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *