ماجرای دفن عجیب مادربزرگ پرستو صالحی

صالحی به بهشت زهرا می‌رود و در محلی مناسب یك قبر دونبش برای مادربزرگش می‌خرد. 2‌روز بعد دایی‌اش از آمریكا می‌رسد و تصمیم می‌گیرند مراسم را شروع كنند، اما جسد مادربزرگ در سردخانه نیست. صالحی ادامه می‌دهد: «جسد دیگری به ما تحویل دادند. گفتیم این مادربزرگ ما نیست. جسد خیلی سنگین بود و مادربزرگ ما خیلی سبك. گفتیم این جسد یك فرد 90 كیلویی است. مادر بزرگ ما فقط 50 كیلو بوده است. خلاصه رفتیم به بیمارستانی كه مادربزرگم در آنجا فوت كرده بود تا موضوع را پیگیری كنیم.»
در بیمارستان اما، به بازماندگان متوفی می‌گویند كه جسدی با این مشخصات را 2 روز پیش تحویل پسرش داده‌اند و به خاك سپرده شده است: «ما با پسر آن متوفی تماس گرفتیم و گفتیم جسد مادربزرگمان را به اشتباه تحویل گرفته و دفن كرده است و همزمان از قاضی اجازه نبش قبر گرفتیم و جسد مادربزرگمان را تحویل گرفتیم و مراسم تدفین را برگزار كردیم. اما تعجب ما این بود كه چطور پسر آن مرحومه نفهمیده بود جنازه مادرش را اشتباه تحویل گرفته و خاك كرده است. بگذریم.»

صالحی یادآور می‌شود: «بعد از این اتفاق در بهشت زهرا معمول شد كه بستگان ابتدا جسد متوفای خود را شناسایی كنند و بعد نسبت به دفن آن اقدام كنند.»
صالحی درباره اتفاق شیرین زندگی‌اش می‌گوید: «از بچگی بازی آقای جمشید مشایخی را خیلی دوست داشتم و آرزویم این بود كه روزی او را از نزدیك ببینم. گذشت تا من بزرگ شدم و در چند فیلم هم بازی كردم و شناخته شدم. یك بار در مراسمی كه در بانك كشاورزی برگزار شد من هم بودم، چند صندلی آن طرف‌تر آقای مشایخی نشسته بود. به سمت ایشان دویدم و گفتم كه یك عمر مشتاق دیدنشان بوده‌ام.»

منبع  : ناز وب

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *