ماجرای احسنت ملا که حاکم را عصبانی کرد

درباره اصالت و ریشه‌های ملا نصرالدین که روایت او در فهرست آثار جهانی یونسکو به ثبت رسیده می‌گوییم.


02 دی 1401 – 10:47

درباره اصالت و ریشه‌های ملا نصرالدین که روایت او در فهرست آثار جهانی یونسکو به ثبت رسیده می‌گوییم.

ماجرای احسنت ملا که حاکم را عصبانی کرد

به گزارش سیتنا، احمد مجاهد در کتاب «جوحی» (از اعلام طنز قرن اول و دوم هجری) به صورت مفصل گفته این مرد ساده لوح و زودباور که ماجراهایش از شیرین‌ترین حکایت‌ها و داستان‌های طنز مردم است، در ادبیات عرب ریشه دارد و بعد ترک‌ها ملا را به نفع خود مصادره کرده‌اند. البته مجاهد در این کتاب می‌گوید: ایرانیان برای این‌که از ترکان عثمانی عقب نمانند، شروع به جعل حکایت‌هایی به نام ملانصرالدین کردند که پیشوای این گروه، محمد رمضانی بوده است.

در ادامه چند حکایت از ملا نصرالدین را می‌خوانیم:

شخصی ماست خورد. قدری به ریشش چکید. ملا از او پرسید: چه خورده‌ای؟ گفت: کبوتر. گفت دانستم. پرسید از کجا؟ گفت: از فضله‌اش که بر ریشت نمودار شد.

(این حکایت را عبید زاکانی در رساله دلگشا آورده است).<نسیه نمی‌شود.

(این حکایت در «محاضرات‌الادباء» آمده است).

پسر ملا عم جزء را تمام کرده، به پدرش مژده آورد که: کتاب من تمام شده. ملا خوش‌حال شده، گفت: چیزی بخواه تا به تو بدهم. پسر که سابقه به چنین لطفی نداشت، گفت: به من مهلت بدهید، فردا می‌گویم چه می‌خواهم. فردا که نزد ملا رفت، کره خر خواست. ملا گفت: بنا بود یک خواهش تو را بپذیرم. مهلت خواستی، دادم. دیگر که نباید چیزی به تو بدهم.

(این حکایت در «محاضرات‌الادباء» آمده است).

الاغ ملا ضعیف شده بود. گفتند: چرا به حیوان جو نمی‌دهی؟ گفت: هر شب دو من جو جیره دارد. گفتند: پس چرا این‌قدر ضعیف شده؟ گفت: جیره یک ماهش را طلب‌کار است.

(این حکایت در رساله دلگشای عبید زاکانی آمده است).

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *