
به گزارش تابناک؛اولین بار که کنار خط راهآهن ایستادم و عبور یک لکوموتیو باری را از چند متری دیدم، قبل از آنکه چیزی ببینم، صدا را شنیدم؛ صدایی بم، سنگین و پیوسته، شبیه نفس کشیدن یک موجود زندهی عظیم. بعد لرزش زمین آمد، بعد بوی گازوئیل داغ، و در نهایت بدنهای فولادی که آرام اما مصمم حرکت میکرد. لکوموتیو برای من از همان لحظه دیگر فقط «وسیله حملونقل» نبود؛ قلب تپنده سیستمی بود که بیوقفه کار میکند، حتی وقتی کسی به آن فکر نمیکند.
راهآهن ایران بدون لکوموتیو، فقط ریلهای خاموش است. تمام آنچه در این شبکه عظیم جابهجا میشود – از مسافر گرفته تا فولاد، گندم، سوخت، سیمان و کانتینر – وابسته به این ماشینهای پیچیده، پرهزینه و کمحاشیه است. لکوموتیوها ستاره نیستند، اما اگر نباشند، هیچچیز حرکت نمیکند.
در راهآهن ایران، عمده لکوموتیوهای فعال از نوع دیزل-الکتریک هستند. برخلاف تصور عام، این لکوموتیوها مستقیماً با موتور دیزلی چرخها را نمیچرخانند. موتور دیزل فقط نقش تولیدکننده انرژی را دارد و نیروی کشش واقعی توسط الکتروموتورها تأمین میشود. این انتخاب تصادفی نیست؛ نتیجه دههها تجربه مهندسی در صنعت ریلی جهان است.
موتور دیزل لکوموتیو، معمت و پیوسته است. لکوموتیو ماشینی نیست که با تصمیمهای مقطعی زنده بماند. عمر مفیدش به نگهداری، آموزش و تأمین پایدار وابسته است.

در نهایت، لکوموتیو برای من همان موجود آهنی است که اول صدایش را میشنوی، بعد حضورش را حس میکنی و بعد تازه میفهمی چقدر به آن وابستهای. قهرمان بیادعای مسیرهایی که شبانهروز، بیوقفه، بار اقتصاد کشور را میکشند.
