لعنت بر پدر و مادر ناترازی؛ روایتی واقعی درباره وضعیت عجیب قطعی برق در تهران

ساعت ۹ صبح است و مامور اجرای قطع برق بدون ثانیه‌ای درنگ دکمه آف را فشار داده. خانم یا آقای مسئول قطع چنان دقیق و ثانیه‌شناس است که هیچ بعید نیست قبل از این مامور لانچ موشک بوده باشد.
ساعت ۹ صبح است و مامور اجرای قطع برق بدون ثانیه‌ای درنگ دکمه آف را فشار داده. خانم یا آقای مسئول قطع چنان دقیق و ثانیه‌شناس است که هیچ بعید نیست قبل از این مامور لانچ موشک بوده باشد.

قطعی برق در تهران

اقتصاد۲۴- این یک گزارش واقعی است. جدول خاموشی خبر از این می‌دهد که قرار است ساعت ۹ تا یازده صبح یکشنبه برق منطقه ما قطع شود. می‌خواهم راه تکرار بر خطای دو روز پیش ببندم. اینطور است که ۸:۳۰ صبح ماشین را از پارکینگ بیرون می‌آورم. به این ترتیب کله سحر در کوچه‌های اطراف خانه شبیه مادری که جگرگوشه‌اش را گم کرده باشد دنبال جای پارک می‌گردم.

درست ۲۰ دقیقه بعد موفق می‌شوم سه خیابان بالاتر ماشینم را بین یک سمند و ۲۰۶ زور چپان کنم. دوباره به خانه بر می‌گردم تا مراسم صبحگاهی‌ام را شروع کنم. دنبال جای پارک گشتن پاک گیجم کرده و ساعت از دستم در رفته. سوار آسانسور می‌شوم و دکمه چهار را فشار می‌دهم. آسانسور شروع به با بالا رفتن می‌کند که ناغافل بین زمین و آسمان می‌ماند.

ساعت ۹ صبح است و مامور اجرای قطع برق بدون ثانیه‌ای درنگ دکمه آف را فشار داده. خانم یا آقای مسئول قطع چنان دقیق و ثانیه‌شناس است که هیچ بعید نیست قبل از این مامور لانچ موشک بوده باشد. نمی‌دانم مجنونم یا گرفتار سندروم استکهلم شده‌ام. سر صبح، ناشتایی نخورده در تاریکی اتاقک آسانسور گیر افتاده‌ام و دارم به وقت‌شناسی مامور قطع برق غبطه می‌خورم. چند دقیقه بعد سرایدار ساختمان به دادم می‌رسد و نجاتم می‌دهد. همین که سر از سیاه‌چال آسانسور بیرون می‌آورم نگاه عاقل اندر سفیهی به هیکلم می‌اندازد و با لهجه شیرین افغانی‌اش می‌گوید: مهندس جانت جوره؟ این وقت‌ها نباید سوار آسانسور شوی. همه می‌دانند. سری تکان می‌دهم و پیاده پله‌ها را گز می‌کنم.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *