
به گزارش خبرآنلاین، نخستین برگ این پرونده، در یکی از روزهای شهریور سال ۹۶ ورق خورد.
همشهری در خبری نوشت:آن روز وقوع یک اسیدپاشی خانوادگی در یکی از خیابانهای مرکزی تهران، به پلیس گزارش شد. قربانی حادثه مردی بود که در خواب هدف حمله اسیدی قرار گرفته بود. او پس از حادثه به بیمارستان منتقل شد اما به رغم تلاش پزشکان بینایی یک چشمش را از دست داد.
روایت حادثه
قربانی حادثه پس از مرخص شدن از بیمارستان از همسرش شکایت و او را عامل اسیدپاشی معرفی کرد. وقتی گفت: آن روز در خواب بودم که با احساس سوزش زیاد در صورتم از خواب پریدم. وقتی چشم باز کردم، همسرم را بالای سر خود دیدم. او ظرفی در دست داشت محتویات آن را روی صورت و بدنم پاشیده بود. مایع اسیدی بخشهایی از صورت و شکم مرا سوزاند و شدت آسیب به حدی بود که بینایی چشم راستم را بر مادرشان چشمش را از دست بدهد.
این مرد گفت: ما دیگر زن و شوهر نیستیم و زندگی مشترکمان تمام شده، اما او هنوز مادر بچههای من است. من او را به خاطر خودش نبخشیدم؛ به خاطر فرزندانم بخشیدم. نمیخواستم آنها با کینه، انتقام و ترس بزرگ شوند. فکر کردم اگر قرار باشد این پرونده یک جایی تمام شود، بهتر است با گذشت تمام شود، نه با یک زخم تازه.
با اعلام گذشت شاکی، اجرای حکم قصاص چشم متوقف شد و این پرونده قدیمی پس از سالها رسیدگی، از مهمترین بخش خود عبور کرد و با گذشت شاکی به ایستگاه پایانی رسید.
۲۳۳۲۱۷
