
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی نوشت: پیروزی نهضت ملی شدن صنعت نفت، انتظارات جدیدی را در داخل و خارج از کشور نسبت به تجدیدنظر پیرامون مسئلۀ شناسایی اسرائیل به وجود آورد. این مسئولیت بیش از همه متوجه آیتالله کاشانی، رهبر مذهبی نهضت بود که سابقۀ طولانی در مبارزه با استعمار داشت و از حامیان واقعی فلسطین محسوب میشد.
بنابر روایت فارس، از جمله تقاضاهای فسخ شناسایی اسرائیل، ارسال نامۀ استادان و علمای دانشگاه الازهر قاهره در واپسین روزهای اردیبهشت ۱۳۳۰ بود که از وی میخواستند تا دولت ایران را نسبت به پسگیری شناسایی دولت اسرائیل متقاعد سازد. در مقابل مطالبه این خواست مسلمانان ایران و جهان توسط آیتالله کاشانی از دولت، در تاریخ ۱۵ تیرماه ۱۳۳۰ شناسایی دو فاکتوی اسرائیل را پس گرفته شد و کنسولگری ایران را در اسرائیل منحل گردید. اقدامی که پس از کودتای 28 مرداد 1332 به نقطه قبل بازگشت.
ریشههای بینالمللی تشکیل اسرائیل
با روی کار آمدن رضاخان در ایران در سال هیچ گونه احساس نگرانی به خود راه دهند.»
نتیجه این اقدامات بود که توانست آن جایگاه بینالمللی را برای مبارزان ایرانی ایجاد کند و ادامه همین مسیر بود که موجب قطع دست اسرائیل شد. بازتاب منفی گسترده موضوع شناسایی اسرائیل در داخل و خارج کشور، سرانجام سبب صدور اعلامیهای از سوی نخستوزیر در تیرماه سال ۱۳۳۰ش، مبنی بر قطع رابطه ایران و اسرائیل گردید.
صفینیا (نماینده اعزامی دولت ایران) به تهران فراخوانده و سرکنسولگری ایران در فلسطین اشغالی نیز تعطیل شد. البته واقعیت این بود که رژیم پهلوی شناسایی «دو فاکتو»ی اسرائیل را ملغی اعلام نکرده بود. لذا پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش، این ارتباط مجدداً برقرار شد؛ به گونهای که محمدرضا پهلوی طی مصاحبهای در مردادماه سال ۱۳۳۹، شناسایی اسرائیل را مورد تأیید قرار داد و موضوع تعطیلی کنسولگری ایران و فراخوانی نماینده سیاسی دولت را ناشی از مشکلات مالی اعلام کرد.
