
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، مدرسه در سینمای ایران صرفاً یک لوکیشن آموزشی نیست و تقریبا در هر قصهای که یک شخصیت کودک یا نوجوان در آن وجود دارد، فیلمساز نیم نگاهی هم به مدرسه آن شخصیت دارد. حالا در این میان برخی فیلمسازان نگاه ویژهتری به این فضا دارند و مدرسه در آثارشان جزو لوکیشن های اصلی است و برخی نه، صرفا از این فضا به عنوان یک لوکیشن فرعی اما اثرگذار در روند پیشبرد داستان استفاده میکنند. از نگاه کارگردانان مختلف، کلاس درس و فضای مدرسه میتواند هم پناهگاهی امن برای نوجوانان باشد، هم صحنهای برای مواجهه با سختیها و تناقضهای زندگی واقعی.
مرور برخی آثار شاخص یک دهه اخیر نشان میدهد که مدرسه بعضاً فراتر از یک لوکیشن ساده عمل کرده است و درام اثر را از سطح فردی به سطح اجتماعی ارتقا داده و همواره بار استعاری و احساسی ویژهای به فیلمها بخشیده است.
مدرسه در سینمای ایران نهفقط محل یادگیری دروس، بلکه صحنهای برای بازنمایی معصومیت، امید، بحران و اخلاق است. مرور این آثار نشان میدهد که کارگردانان ایرانی از ظرفیت نمادین مدرسه برای طرح مسائل بزرگتر اجتماعی و انسانی بهره گرفتهاند؛ مسائلی که از رؤیاهای نوجوانان تا وضعیت زندگی آنها رااه نیست اگر بگوییم این فیلم تماماً بر بستر مدرسه شکل گرفته و این لوکیشن و شخصیتهایش (دانشآموزان، معلمها، مدیر و…) به شالوده اصلی روایت تبدیل شدهاند. شخصیتهای این فیلم هم مابهازای بیرونی داشتند، مثل مدیر خشک و سختگیر مدرسه، معلمها و دانشآموزانی که شبیه به آنها را در زندگیمان زیاد میبینیم.
کمدی رامبد جوان با ورود معلم مرد به مدرسه دخترانه شکل میگیرد در طول کل فیلم ما شاهد نمایش شکافهای فرهنگی، تضاد نسلها و نگاه طنزآمیز به روابط انسانی هستیم. در این فیلم کلاس درس، مدرسه، معلم، مدیر، دانشآموزان و حتی والدین دانشآموزان، موتور محرک درام و منبع اصلی موقعیتهای کمیک هستند.
