
وبگاه الخنادق در یادداشتی درباره توطئههای پنهان آمریکایی – صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران با هدف تجزیه کشور نوشت: «در شرایطی که تنشهای منطقهای افزایش یافته، بار دیگر موضوع “ورق کُردها” بهعنوان یکی از ابزارهای سنتی فشار در سیاست خارجی آمریکا مطرح شده است. گزارشها حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور در تماسهایی با چهرههای برجسته کُرد از جمله مسعود بارزانی و بافل طالبانی قرار دارد؛ همزمان بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی نیز بهگفته منابع، در حال اعمال فشار برای فعالسازی این گزینه علیه جمهوری اسلامی ایران است.
با این حال، بررسی واقعیتهای میدانی و تجربه تاریخی منطقه نشان میدهد که چنین سناریویی حتی اگر عملیاتی شود—با موانع جدی روبهرو خواهد بود.
«راهبرد پیرامونی» و گشودن جبهه داخلی
برخی تحلیلها حاکی از آن است که ایالات متحده آمریکا با همراهی رژیم صهیونیستی بهدنبال ایجاد فشار از مرزهای غربی ایران و تحریک گروههای مسلح برای بیثباتسازی است؛ الگویی که در ادبیات راهبردی به «استفاده از اقلیتها برای فشار بر دولت مرکزی» تعبیر میشود.
این رویکرد بر این فرض استوار است که فشار خار عملیات گسترده در این منطقه نیازمند سه مؤلفه کلیدی پشتیبانی هوایی مؤثر، لجستیک پایدار و حمایت اجتماعی وسیع در داخل است و بدون این عناصر، امکان تثبیت یا کنترل پایدار هیچ منطقهای عملاً وجود ندارد.
پیامدهای معکوس احتمالی
برخی تحلیلگران معتقدند که فعالسازی «برگه کُردها» ممکن است بهجای تضعیف، به انسجام داخلی بیشتر در ایران منجر شود و زمینه واکنشهای گستردهتر امنیتی و حتی منطقهای را فراهم کند.
در مجموع، هرچند ایده استفاده از اهرمهای قومی در راهبرد فشار خارجی سابقهای طولانی دارد، اما در شرایط کنونی، پیچیدگیهای سیاسی، اجتماعی و میدانی منطقه، آن را به گزینهای پرهزینه و با احتمال موفقیت پایین تبدیل میکند؛ قمار سیاسیای که نتیجه آن از پیش قابل پیشبینی نیست.
