پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۴۰۵ – ۰۰:۲۲
در تازهترین تحولات ژئوپلیتیک منطقه، اظهارات آفراهام نغوس، سفیر رژیم اسرائیل در اتیوپی، مبنی بر حمایت قوی تلآویو از تلاشهای آدیسآبابا برای دستیابی به یک گذرگاه دریایی در دریای سرخ، موجی از خشم و نگرانی را در قاهره برانگیخته است. خبرگزاری العربیه در گزارشی به این موضوع پرداخته و اشاره کرده است که این واکنش پس از آن صورت گرفت که نغوس، دستیابی اتیوپی به دریا را حق مسلم این کشور دانست و بر حمایت اسرائیل از آدیسآبابا تأکید ورزید. در همین زمینه، سرلشکر ستاد دکتر وائل ربیع، کارشناس مسائل منطقهای، در اظهارات اختصاصی به العربیه فاش کرد که اسرائیل به دنبال یک معامله سیاسی با اتیوپی است: حمایت از دستیابی آدیسآبابا به یک گذرگاه دریایی در دریای سرخ، در ازای حمایت اتیوپی از اسرائیل در پرونده منطقه جداییطلب «سومالیلند». هدف نهایی این معامله، ایجاد یک ائتلاف امنیتی و سیاسی سهجانبه میان «اسرائیل- اتیوپی- سومالیلند» در ورودی جنوبی دریای سرخ است. این گزارش پرده از یک راهبرد خطرناک برمیدارد که در آن، اسرائیل با بازی با کارتهای حساس منطقهای، در تلاش است تا جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شاخ آفریقا را به نفع خود بازآرایی کند و برای کشورهای منطقه بحرانهای تازهای بیافریند.
تحلیل عمیقتر این معامله نشان میدهد که اسرائیل در حال طراحی یک بازی برد- برد برای خود و شرکای جدیدش، اما باخت محض برای ثبات منطقه است. اتیوپی که پس از جدایی اریتره، محصور در خشکی شده و با بحرانهای اقتصادی و داخلی دست و پنجه نرم میکند، دسترسی به دریای سرخ را به مثابه یک نجاتبخش استراتژیک میبیند. از سوی دیگر، سومالیلند که سالهاست به دنبال کسب استقلال و به رسمیت شناخته شدن بینالمللی است، برگ برنده این معادله است. اسرائیل با وعده حمایت از این موجودیت خودخوانده، در ازای دریافت امتیازات استراتژیک در دریای سرخ، در واقع قواعد بازی را بر هم میزند. اما آنچه این معامله را به یک تهدید وجودی برای امنیت منطقه تبدیل میکند، پیامدهای نظامی و امنیتی آن است. اسرائیل به دنبال تعمیق نفوذ خود در دریای سرخ و ایجاد حلقهای از متحدان مطمئن در نزدیکی تنگه حیاتی بابالمندب است تا امنیت خطوط کشتیرانی خود را در برابر تهدیدات محور مقاومت تضمین کند. اما این هدف، تنها با حضور نظامی و اطلاعاتی در این منطقه محقق میشود؛ سناریویی که خط سرخ قاهره و دیگر کشورهای ساحلی است.
نقش مخرب اسرائیل در برهم زدن جغرافیای سیاسی منطقه، در چند لایه قابل بررسی است: نخستین لایه، نادیده گرفتن تمامیت ارضی سومالی و قواعد حقوق بینالملل است. با حمایت از سومالیلند، تلآویو در حال ایجاد یک رویه خطرناک در قاره آفریقاست که میتواند پایههای حاکمیت ملی را در سراسر قاره سست کند. لایه دوم، تبدیل دریای سرخ به یک میدان رقابت نظامی است. اسرائیل با تشویق اتیوپی به دستیابی به یک گذرگاه نظامی (و نه صرفاً تجاری)، در حال ایجاد تنش با مصر است. قاهره به روشنی اعلام کرده است که میان «دسترسی تجاری به دریا» و «دسترسی نظامی به دریا» تفاوت قائل است. بر اساس قواعد حقوق بینالملل و کنوانسیونهای دریایی، حق انحصاری کشورهای ساحلی برای حضور در آبهای سرزمینی خود به رسمیت شناخته شده است. مصر به عنوان یک کشور ساحلی قدرتمند، حضور نظامی اتیوپی در دریای سرخ را به مثابه خنجری میبیند که بر پیکره امنیت ملیاش فرو میرود، به ویژه که این تهدید همزمان با بحران سد النهضه، آدیسآبابا را به یک دشمن همهجانبه برای قاهره تبدیل کرده است.
قاهره در برابر این تحولات، سیاستی دوگانه اما شفاف را در پیش گرفته است. سرلشکر ستاد دکتر وائل ربیع، کارشناس مسائل منطقهای، به روشنی تأکید کرده است که مصر میان دو مفهوم «دسترسی تجاری به دریا» و «دسترسی نظامی به دریا» تفاوت قائل است. مصر به عنوان کشوری که خود در سواحل دریای سرخ و مدیترانه قرار دارد و بر اساس قواعد حقوق بینالملل، حق انحصاری کشورهای ساحلی بر آبهای سرزمینی خود را تأیید میکند، با دستیابی اتیوپی به یک بندر تجاری برای صادرات و واردات مخالفتی ندارد. اما آنچه قاهره آن را خط سرخ خود میداند، تبدیل این گذرگاه به یک پایگاه نظامی با اهداف تهاجمی است. وزیر خارجه مصر، بدر عبدالعاطی نیز بر این تفکیک تأکید کرده است. مصر نگران است که حضور نظامی اتیوپی در دریای سرخ، در ترکیب با بحران سد النهضه، به یک تهدید همزمان و همهجانبه علیه امنیت آبی و امنیت دریایی این کشور تبدیل شود. از نگاه قاهره، تلآویو با وعده حمایت از اتیوپی، در حال بازی با کارتهای حساس منطقهای است تا تهران و متحدانش را تحت فشار قرار دهد، غافل از اینکه این بازی میتواند ثبات کل منطقه را به آتش بکشد.
لایه سوم و شاید خطرناکترین بعد این ماجرا، تسری این الگو به سایر کشورهای قاره آفریقاست. همانطور که کارشناسان هشدار دادهاند، قاره آفریقا دارای بیش از ۱۶ یا ۱۷ کشور محصور در خشکی است که بسیاری از آنها با چالشهای اقتصادی مشابه اتیوپی مواجهند. اگر اتیوپی بتواند با دور زدن قواعد حقوق بینالملل و با تکیه بر حمایت یک قدرت خارجی (اسرائیل)، حق دسترسی نظامی به دریا را برای خود به رسمیت بشناساند، این اقدام به مثابه یک الگوی خطرناک عمل خواهد کرد. سایر کشورهای محصور در خشکی نیز ممکن است وسوسه شوند تا با اتخاذ رویکردهای نظامی و یکجانبهگرایانه، به دنبال تغییر وضع موجود باشند. چنین سناریویی میتواند به هرجومرج، مسابقه تسلیحاتی و درگیریهای مرزی در سراسر قاره منجر شود و امنیت و ثبات آفریقا را که خود از شکنندگیهای متعددی رنج میبرد، به شدت تهدید کند. اسرائیل با این اقدام، نه تنها در حال صادر کردن بحران به شاخ آفریقاست، بلکه در حال ایجاد یک جبهه جدید از تنشها در خاورمیانه است که میتواند امنیت انرژی و تجارت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، محور تلآویو – آدیسآبابا – سومالیلند را باید یک قمار استراتژیک با پیامدهای غیرقابل پیشبینی دانست. اسرائیل به دنبال عمق استراتژیک و مهار دشمنان خود، اتیوپی در پی بقای اقتصادی و سومالیلند خواهان مشروعیت سیاسی است. اما این منافع سهگانه، در تضاد مستقیم با امنیت ملی مصر و تمامیت ارضی سومالی قرار دارد. جهان در حال تماشای یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک خود است. اگر دیپلماسی منطقهای و قدرتهای بینالمللی نتوانند این تنشها را مدیریت کنند و مرزهای میان حق تجارت مشروع و بلندپروازیهای نظامی را روشن سازند، شاخ آفریقا و دریای سرخ ممکن است به زودی به میدان یک رویارویی ویرانگر تبدیل شوند که دود آن به چشم اقتصاد و امنیت جهانی خواهد رفت.
تحلیل عمیقتر این معامله نشان میدهد که اسرائیل در حال طراحی یک بازی برد- برد برای خود و شرکای جدیدش، اما باخت محض برای ثبات منطقه است. اتیوپی که پس از جدایی اریتره، محصور در خشکی شده و با بحرانهای اقتصادی و داخلی دست و پنجه نرم میکند، دسترسی به دریای سرخ را به مثابه یک نجاتبخش استراتژیک میبیند. از سوی دیگر، سومالیلند که سالهاست به دنبال کسب استقلال و به رسمیت شناخته شدن بینالمللی است، برگ برنده این معادله است. اسرائیل با وعده حمایت از این موجودیت خودخوانده، در ازای دریافت امتیازات استراتژیک در دریای سرخ، در واقع قواعد بازی را بر هم میزند. اما آنچه این معامله را به یک تهدید وجودی برای امنیت منطقه تبدیل میکند، پیامدهای نظامی و امنیتی آن است. اسرائیل به دنبال تعمیق نفوذ خود در دریای سرخ و ایجاد حلقهای از متحدان مطمئن در نزدیکی تنگه حیاتی بابالمندب است تا امنیت خطوط کشتیرانی خود را در برابر تهدیدات محور مقاومت تضمین کند. اما این هدف، تنها با حضور نظامی و اطلاعاتی در این منطقه محقق میشود؛ سناریویی که خط سرخ قاهره و دیگر کشورهای ساحلی است.
نقش مخرب اسرائیل در برهم زدن جغرافیای سیاسی منطقه، در چند لایه قابل بررسی است: نخستین لایه، نادیده گرفتن تمامیت ارضی سومالی و قواعد حقوق بینالملل است. با حمایت از سومالیلند، تلآویو در حال ایجاد یک رویه خطرناک در قاره آفریقاست که میتواند پایههای حاکمیت ملی را در سراسر قاره سست کند. لایه دوم، تبدیل دریای سرخ به یک میدان رقابت نظامی است. اسرائیل با تشویق اتیوپی به دستیابی به یک گذرگاه نظامی (و نه صرفاً تجاری)، در حال ایجاد تنش با مصر است. قاهره به روشنی اعلام کرده است که میان «دسترسی تجاری به دریا» و «دسترسی نظامی به دریا» تفاوت قائل است. بر اساس قواعد حقوق بینالملل و کنوانسیونهای دریایی، حق انحصاری کشورهای ساحلی برای حضور در آبهای سرزمینی خود به رسمیت شناخته شده است. مصر به عنوان یک کشور ساحلی قدرتمند، حضور نظامی اتیوپی در دریای سرخ را به مثابه خنجری میبیند که بر پیکره امنیت ملیاش فرو میرود، به ویژه که این تهدید همزمان با بحران سد النهضه، آدیسآبابا را به یک دشمن همهجانبه برای قاهره تبدیل کرده است.
قاهره در برابر این تحولات، سیاستی دوگانه اما شفاف را در پیش گرفته است. سرلشکر ستاد دکتر وائل ربیع، کارشناس مسائل منطقهای، به روشنی تأکید کرده است که مصر میان دو مفهوم «دسترسی تجاری به دریا» و «دسترسی نظامی به دریا» تفاوت قائل است. مصر به عنوان کشوری که خود در سواحل دریای سرخ و مدیترانه قرار دارد و بر اساس قواعد حقوق بینالملل، حق انحصاری کشورهای ساحلی بر آبهای سرزمینی خود را تأیید میکند، با دستیابی اتیوپی به یک بندر تجاری برای صادرات و واردات مخالفتی ندارد. اما آنچه قاهره آن را خط سرخ خود میداند، تبدیل این گذرگاه به یک پایگاه نظامی با اهداف تهاجمی است. وزیر خارجه مصر، بدر عبدالعاطی نیز بر این تفکیک تأکید کرده است. مصر نگران است که حضور نظامی اتیوپی در دریای سرخ، در ترکیب با بحران سد النهضه، به یک تهدید همزمان و همهجانبه علیه امنیت آبی و امنیت دریایی این کشور تبدیل شود. از نگاه قاهره، تلآویو با وعده حمایت از اتیوپی، در حال بازی با کارتهای حساس منطقهای است تا تهران و متحدانش را تحت فشار قرار دهد، غافل از اینکه این بازی میتواند ثبات کل منطقه را به آتش بکشد.
لایه سوم و شاید خطرناکترین بعد این ماجرا، تسری این الگو به سایر کشورهای قاره آفریقاست. همانطور که کارشناسان هشدار دادهاند، قاره آفریقا دارای بیش از ۱۶ یا ۱۷ کشور محصور در خشکی است که بسیاری از آنها با چالشهای اقتصادی مشابه اتیوپی مواجهند. اگر اتیوپی بتواند با دور زدن قواعد حقوق بینالملل و با تکیه بر حمایت یک قدرت خارجی (اسرائیل)، حق دسترسی نظامی به دریا را برای خود به رسمیت بشناساند، این اقدام به مثابه یک الگوی خطرناک عمل خواهد کرد. سایر کشورهای محصور در خشکی نیز ممکن است وسوسه شوند تا با اتخاذ رویکردهای نظامی و یکجانبهگرایانه، به دنبال تغییر وضع موجود باشند. چنین سناریویی میتواند به هرجومرج، مسابقه تسلیحاتی و درگیریهای مرزی در سراسر قاره منجر شود و امنیت و ثبات آفریقا را که خود از شکنندگیهای متعددی رنج میبرد، به شدت تهدید کند. اسرائیل با این اقدام، نه تنها در حال صادر کردن بحران به شاخ آفریقاست، بلکه در حال ایجاد یک جبهه جدید از تنشها در خاورمیانه است که میتواند امنیت انرژی و تجارت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، محور تلآویو – آدیسآبابا – سومالیلند را باید یک قمار استراتژیک با پیامدهای غیرقابل پیشبینی دانست. اسرائیل به دنبال عمق استراتژیک و مهار دشمنان خود، اتیوپی در پی بقای اقتصادی و سومالیلند خواهان مشروعیت سیاسی است. اما این منافع سهگانه، در تضاد مستقیم با امنیت ملی مصر و تمامیت ارضی سومالی قرار دارد. جهان در حال تماشای یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک خود است. اگر دیپلماسی منطقهای و قدرتهای بینالمللی نتوانند این تنشها را مدیریت کنند و مرزهای میان حق تجارت مشروع و بلندپروازیهای نظامی را روشن سازند، شاخ آفریقا و دریای سرخ ممکن است به زودی به میدان یک رویارویی ویرانگر تبدیل شوند که دود آن به چشم اقتصاد و امنیت جهانی خواهد رفت.
