۳۱ تیر ۱۴۰۵ – ۰۶:۵۵
به همین دلیل، بخش مهمی از افکار عمومی و رسانهها در بحبوحه مسابقات ترجیح دادند بهجای تشدید فشار، کنار تیم ملی بایستند. این رفتار نه از سر رضایت کامل، بلکه از جنس وظیفه ملی و مراقبت از روحیه تیم بود. مسئله اما از جایی آغاز میشود که این همراهی عمومی، امروز به نفع کارنامه فنی مصادره میشود و هر نقدی با برچسبهایی مثل بیوطنی، بخل یا حسادت کنار گذاشته میشود. حالا مشکل اصلی دیگر فقط نتیجه نیست؛ نوع مواجهه با نقد است و این برای آینده تیم ملی نگرانکنندهتر از هر نتیجه ضعیف در زمین مسابقه است.
حمایت ملی چک سفید امضا نبود
در روزهایی که تیم ملی در شرایطی پیچیده و غیرعادی پا به جام جهانی گذاشت، بسیاری از مردم و رسانهها آگاهانه تصمیم گرفتند ضعفها را در اولویت دوم قرار دهند. این یک رفتار قابل فهم در موقعیت بحران بود؛ نوعی تعلیق نقد برای حفظ انسجام ملی به امید موفقیت تیم ملی. اما این حمایت، هرگز به معنای تأیید همه تصمیمات مربی، مدیران و به ویژه رفتارهای کادر فنی نبود. اشتباه بزرگ امیر قلعهنویی این است که آن همدلی مقطعی را امروز بهعنوان رأی اعتماد دائمی به عملکرد خود تفسیر میکند. این همامایز را نادیده میگیرد، عملاً حمایت ملی را به سند مصونیت از پاسخگویی تبدیل میکند؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که افکار عمومی احساس میکند صداقتش مصادره شده است.
فرصتی که ژنرال هدر داد
حضور اخیر قلعهنویی در برنامه میثاقی میتوانست فرصتی باشد برای یک گفتوگوی جدی، شفاف و حتی ترمیمکننده. اما چنین نشد. خود قلعهنویی تقریباً به شکل واقعی هیچکدام از نقدها را نپذیرفت و در مقابل، میثاقی هم آنطور که انتظار میرفت در بیشتر دقایق مصاحبه طولانیاش وارد چالش با ژنرال نشد. نتیجه، گفتوگویی بود که بیشتر به بازتولید روایت سرمربی شباهت داشت تا یک مصاحبه مطالبهگرانه. در همان حداقل لحظات انتقادی هم، پاسخها یا سربالا بود یا با لحنی طلبکارانه همراه شد.
