
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، هویت، به معنای آگاهی از «کیستی جمعی»، شناسنامهای است که افراد یک جامعه را از «دیگری» متمایز کرده و پیوندی عمیق میان آحاد یک ملت برقرار میکند. این مفهوم که از عناصر مکان، زمان و فرهنگ مایه میگیرد، در طول تاریخ ایران همواره به مثابه رشتهای استوار، اقوام مختلف را به هم تنیده است. در دوران مغول، زمانی که ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایران تحت هجوم ویرانگر چنگیزخان فروپاشید، پرسش از هویت و تلاش برای حفظ آن، به ضرورتی حیاتی تبدیل شد. عطاملک جوینی، مورخ و دیوانسالار هوشمند این دوره، در کتاب خود «تاریخ جهانگشا»، فراتر از ثبت وقایع، به بازسازی این هویت همت گماشت.
عطاملک جوینی؛ تدبیرگر فرهنگ در دستگاه قدرت
جوینی یک مورخ نبود؛ او سیاستمداری بود که با نفوذ در لایههای حساس حکومت مغول، سعی در مهار سیل ویرانگر تهاجم داشت. او با درک این واقعیت که طبقه عالم و فرهیخته در حال نابودی گذشتهی پرشکوه و حال بحرانی، پلی استوار ساخت. او با تأکید بر دین، انسجام اجتماعی را حفظ کرد و با نفوذ در لایههای قدرت، بیگانه را در فرهنگ خودی هضم نمود.
عطاملک جوینی با قلم خود ثابت کرد که حتی در سیاهترین ادوار تاریخی، زمانی که شهرها ویران و کتابخانهها به آتش کشیده میشوند، هویت یک ملت اگر در سنگرِ «زبان» و «آگاهی تاریخی» پناه بگیرد، میتواند از خاکستر خود برخیزد و بار دیگر قد برافرازد. «جهانگشا» گواهی است بر این حقیقت که هویت ایرانی، نه یک نژاد، بلکه یک «فرهنگ تحلیلبرنده» و جویندهی آزادی است که از دل هر شکستی، راهی به سوی پایداری و جاودانگی میجوید. این کتاب، میراث مردی است که دانست چگونه با جوهر قلم، جلوی تیغ تیز مغول بایستد و روح ایران را برای نسلهای آینده نگاه دارد.
۲۱۶۲۱۶
