
در آن سالهای دور اما اینترنت هیچ شباهتی به نسخه امروز خود نداشت و ابزار میلیونها شغل و کاربریهای بینهایت نبود. لیکن آنچه امروز در ایران رخ داده، نه پروژه است، نه انتخاب، نه حتی تجربهای قابل روایت در همان چارچوب. اینجا با یک جامعه دهها میلیونی مواجهیم که نه برای چند روز، بلکه برای ۵۴ روز، از یک زیرساخت حیاتی جدا شده است. از قضا تفاوت فاحش نیز از همینجا آغاز میشود: آنجا و در گذشته، مسالهای از جنس «ترک عادت» بود، اینجا و امروز مسالهای از جنس «حذف زیرساخت» است.
حدود ۹۰ میلیون نفر، ناگهان از شبکهای بیرون افتادهاند که سالهاست دیگر ابزار نیست؛ بلکه بخشی از زیست روزمره، کار، آموزش، ارتباط، هویت و حتی ادراک آنها شده است. در ادبیات پژوهشی، اینترنت امروز در ردیف «زیرساختهای حیاتی نرم» قرار میگیرد؛ همان سطحی که قطع آن، صرفاً اختلال در سرویس ایجاد نمیکند، بلکه زنجیرهای از اختلالات ثانویه در رفتار، تصمیمگیری و روابط اجتماعی بهدنبال دارد.
