مشروح یادداشت ابراهیم متقی را در زیر میخوانید:
قطعنامه ۵۹۸ در اواخر تیرماه سال ۱۳۶۶ به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید. در این دوران ایران از جایگاه و موقعیت ساختاری قابل توجهی برخوردار بوده و ابتکار عمل مناسب را در فرآیند دفاع مقدس بهکار گرفته بود. در چنین دورانی، ساختار نظام بینالملل ماهیت دوقطبی داشته و ظهور گورباچف زمینه نزدیکسازی سیاستهای منطقهای و راهبردی امریکا و اتحاد شوروی را امکانپذیر میساخت. به همانگونهای که ایالات متحده تمایلی به پذیرش موقعیت مسلط ایران در فرآیند دفاع مقدس نداشت، اتحاد شوروی نیز تلاش میکرد تا ایران جایگاه مناسبی در فرآیند جنگ تحمیلی بهدست نیاورد.
حمایت آمریکا و اتحاد شوروی از حکومت صدامحسین بهعنوان واقعیت راهبردی دوران دفاع مقدس محسوب میشد. به همین دلیل است که جنگ را میتوان نمادی از مقاومت فراگیر و توسعهیافته انقلاب اسلامی در برابر تهدیدات سازمانیافته نظام جهانی دانست. در سال ۱۹۸۷ که قطعنامه ۵۹۸ صادر شد و از ایران درخواست نمود که به مرزهای بینالمللی برگردد، نشانههایی از مزیت نسبی ایران در فضای دفاع مقدس مشاهده میشد.
در سالهای آغازین جنگ که نیروهای نظامی عراق در خاک ایران قرار داشتند، تمامی قطعنامههای شورای امنیت معطوف به آتشبس بود. در حالی که نشانههای کاملاً متفاوتی را میتوان در سال ۱۹۸۷ مشاهده نمود. در این دوران تاریخی، موقعیت ایران تغییر پیدا کرده بود. اگرچه صدامحسین و حکومت بعثی عراق از سوی تمامی کشورهای اروپای غربی، اروپای شرقی و قدرتهای بزرگ مورد حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک قرار میگرفت، اما الگوی کنش دفاعی ایران معطوف به تعقیب متجاوز برای تحقق اهداف راهبردی ایران بود.
