قصه‌ فریده؛ از جست‌وجوی نان تا آغوش ابدی شط

در روزهای آغازین جنگ تحمیلی سوم، وقتی خرمشهر در سکوت پیش از توفان بود، فریده به شهر بازگشت. تنها 7روز بعد، در یک ظهر داغ، وقتی سوار بر تاکسی و از کنار شط می‌گذشت، صدای مهیب موشک‌باران کشتی‌سازی، آرامش را درید. ترکشی بی‌رحم، ‌ سر او را هدف گرفت و فریده را به کما برد.

تاریخ انتشار: ۲۲:۲۵ – ۰۳-۰۳-۱۴۰۵
قاسم آل‌کثیر در همشهری نوشت: فریده غانمی، زنی ۳۶ساله بود که زندگی‌اش در میان 2 شهر گره خورد. 7سال پیش، وقتی فشارهای اقتصادی راه ادامه‌ معیشت را بر او و فرزندان خردسالش بست، ناچار شد خرمشهر را ترک کند و راهی هشتگرد در حوالی کرج شود.
 
او که مادری با قلبی بزرگ بود، با وام فرزندآوری، وانت‌باری قدیمی خرید و در حاشیه جاده، بساط تره‌بار پهن کرد. دست‌های پینه‌بسته‌اش، نشانه مبارزه برای نان بود. اما تقدیر، نقشه دیگری برای او داشت.
 
عکس: زهرا بیراتی
فریده غانمی
 
 وقتی سایه‌ هولناک حملات آمریکایی-اسرائیلی بر سر شهرک‌های اطراف هشتگرد گسترده شد و شیشه‌های خانه استیجاری مسکن مهرش زیر ضربات فروریخت، فریده به همراه خواهر و کودکانش‌ راه بازگشت به خانه را در پیش گرفت.
 
او گمان می‌کرد خرمشهر، ساحل آرامش است؛ غافل از آنکه شهر خاطره‌ها، میزبان تراژدی نهایی او خواهد بود. در روزهای آغازین جنگ تحمیلی سوم، وقتی خرمشهر در سکوت پیش از توفان mIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();

منبع  : عصر ایران

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *