قصه سقوط «فرشته» ی موساد و «دکتر مرگِ» مصری‌ها/پرونده هنوز باز است!

به لطف اطلاعات مروان، مصر برای اسرائیل تبدیل به کتابی گشوده شده بود و یکی از مسئولان موساد در آن برهه گفته بود وقتی جاسوسی مثل مروان دارند، می‌توانند به رختخواب انور سادات هم رخنه کنند. صوی زامیر رئیس موساد اعتقاد داشت اگر اطلاعات مروان به‌شکل خام و دست‌نخورده و دور از تحلیل‌های مقامات موساد به نخست‌وزیر اسرائیل، وزیران و مشاورانش برسد، بهتر می‌توانند بفهمند در سر مصری‌ها چه می‌گذرد.

قصه جاسوسی «فرشته» موساد و «دکتر مرگ» مصری‌ها/پرونده هنوز باز است!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، اشرف مروان میلیاردر مصری یکی از چهره‌های مهم ادبیات جاسوسی دو دهه اخیر جهان است. از مقطعی به بعد در زندگی او، مشخص شد علیه کشورش برای موساد جاسوسی می‌کرده اما شائبه‌هایی درباره دوجانبه‌بودن این‌جاسوسی هم وجود دارد. به هرحال، مروان چهره‌ای است که به‌طور مرموزی کشته و یا حذف شد. جالب است که شبکه نتفلیکس، در دو سال متوالی، ابتدا سال ۲۰۱۸ فیلمی سینمایی با نام «فرشته» درباره اشرف مروان و سال ۲۰۱۹ هم مینی‌سریالی با عنوان «جاسوس» درباره الی کوهن جاسوس افسانه‌ای اسرائیل ساخت. 

آرون برگمان، نویسنده و تاریخ‌پژوه انگلیسی_اسرائیلی که کتاب‌هایی درباره اسرائیل و جنگ‌های رژیم صهیونیستی دارد، متولد ۱۹۵۸ است و سال ۲۰۱۶ کتابی را با عنوان «جاسوسی که سقوط کرد» (The spay who fell to earth) منتشر کرد. این‌نویسنده که در حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ به‌عنوان افسر توپخانه در خدمت ارتش اسرائیل بود، به‌واسطه کنجکاوی‌هاو پیگیری‌های مستمرش، سال ۲۰۰۲ نام واقعی یک‌جاسوس مصری را فاش کرد؛ به‌گفته خودش بلندپایه‌ترین جاسوس اسرائیل و چه بسا مهم‌ترین جاسوس در تاریخ جاسوسی مدرن. کتابی که او با عنوان «جاسوسی که سقوط کرد» منتشر کرد، شرح ماجرامی‌گوید مروان به قتل نرسیده بلکه خودکشی کرده است. او با اشاره به این‌که در سنت اسلامی خودکشی امری نکوهیده و زشت است، می‌گوید «به رغم آن‌که (مروان) در زندگی شخصی‌اش چندان قید و بندی به مذهب نداشت، در مسائل دینی دست به عصا عمل می‌کرد.» سپس این‌شائبه را به مطالبش اضافه می‌کند که شاید مساله بیمه عمر یا موضوع مشابهی در میان بوده که مروان دست به خودکشی مرموز زده است.

در حرف آخرِ آرون برگمان درباره مرگ اشرف مروان، کفه خودکشی سنگین‌تر از سقوط نابه‌هنگام یا یک‌اتفاق ناخواسته است. او می‌گوید «ممکن است بگویید این دیگر خیلی دور از ذهن است. اما اگر تا این‌جای داستانم را خوانده و با عادات مروان خو گرفته باشید، تردید ندارم که این ادعا را بی‌درنگ رد نخواهید کرد.» (صفحه ۱۰۷)

صادق وفایی

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *