
فرار از زندان در دوران اوج خود یکی از پدیده های دنیای سرگرمی بود. این سریال که ابتدا در چهار فصل پشت سر هم تولید شد و چند سال بعد هم یک فصل دیگر برایش ساخته شد، به معنای واقعی کلمه به تلویزیون خانههای مردم تمام دنیا راه پیدا کرد. ایده اولیه نبوغ آمیز و روایت جذاب و پرهیجان، از جمله نقاط قوت این سریال تماشایی بودند. سالها پیش از سریال «سرقت پول» و ظهور شخصیتی چون پروفسور، مایکل اسکافیلد از «فرار از زندان» تجلی کامل نبوغ و هوشمندی بود. این سریال قسمتهای ماندگار زیاد دارد، اما قسمت ششم از فصل اول با نام شورش، دریل و شیطان یکی از نقاط اوج فصل اول، و یکی از ماندگارترین قسمتهای کل این سریال است.
در این قسمت است که لینکلن و مایکل با یکی از اولین بحرانهای جدی خود در طول این سریال مواجه میشوند. اولین بار اینجاست که نبوغ و مهارت مایکل در مدیریت بحران را با چشمان خود تماشا میکنیم. در واقع، این قسمت را میتوان چکیدهای از فرمولی در نظر گرفت که در کل سریال «فرار از زندان» دیده میشود: وقوع یک بحران پیشبینی نشده هولناک، و تلاش مایکل و لینکلن برای حل این بحران.
