کتاب «قره باغ، باغی بزرگ» روایتی است از سفر به آذربایجان، از یک آذری زبان ایرانی. «حامد خسروشاهی» در سفرنامهاش، سفری دیگر به ما هدیه میدهد و سعی میکند سفری کند به عمق آنچه در ورای تیترها پنهان مانده است. سفری که در آن، قرهباغ دیگر میدان نبرد نیست؛ باغی است با لایههای متعدد تاریخ، فرهنگ، موسیقی و زندگی.
کتاب «قره باغ، باغی بزرگ» روایتی است از سفر به آذربایجان، از یک آذری زبان ایرانی. «حامد خسروشاهی» در سفرنامهاش، سفری دیگر به ما هدیه میدهد و سعی میکند سفری کند به عمق آنچه در ورای تیترها پنهان مانده است. سفری که در آن، قرهباغ دیگر میدان نبرد نیست؛ باغی است با لایههای متعدد تاریخ، فرهنگ، موسیقی و زندگی.
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نامش برای ما ایرانیان، سالهاست با خطهای خبری گره خورده است؛ با مناقشه، مرز، سیاست، تجزیه و عموماً با غبار یک جنگ تمامنشدنی. همسایۀ شمالیِ از اصل بریده شده، فرزند محبوب از مادرِ ایران دور افتاده، ملتِ برادرِ از برادران جدا شده؛ جمهوری آذربایجان، نگین قفقاز جنوبی. کشوری که نسبت به سایر کشورهای همسایهمان، اشتراکات بسیار بیشتری با آنها داریم، اما خیلی کم آنها را میشناسیم و به قول نویسندۀ کتاب، بعضاً همین اشتراکات زیاد، مسبب اختلافات مابین دو کشور شده است.