
اقتصاد۲۴- جنگ، حتی اگر ۱۲ روزه باشد، اقتصاد را سالها عقب میبرد. در حالی که بسیاری، گزینه جنگ را بعید و غیرمنطقی میدانستند، آنچه اتفاق افتاد، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ بلکه ضربهای سخت و پیشبینینشده به پیکر بیرمق اقتصادی بود که حتی در شرایط صلح هم بر لبه تیغ حرکت میکرد. اکنون، آتشبس به ظاهر برقرار است، اما واقعیت این است که نه صلح داریم و نه جنگ پایانیافته؛ با اقتصادی مواجهیم که در وضعیت تعلیق، نفس میکشد: اقتصادی در سایه ترس، تحریم و بیبرنامگی.
ساختار اقتصادی ایران پیش از جنگ نیز درگیر بحرانهای عمیق، تورمهای افسارگسیخته، ناترازیهای چندلایه، فرار سرمایه، نارضایتی عمومی و حاکمیت مناسبات رانتی بود. حال باید دید در چنین شرایطی، آیا اصولاً امکان بازسازی اقتصادی وجود دارد؟
آیا اقتصاد پساجنگ را میتوان بدون اصلاحات بنیادی و خارجکردن کشور از انزوای مالی و سیاسی جهانی بازتعریف کرد؟ در حالیکه ساختار تصمیمگیری نه بر پایه واقعیت بلکه با توهم مصونیت از جنگ تنظیم شده بود، اکنون چطور باید بر ویرانههای سیاستهای پیشین، امیدی تازه بنا کرد؟
در این پیوند، «محمود جامساز»، اقتصاددان برجسته، در گفتوگو با «اقتصاد۲۴» با نگاهی دقیق به الزامات اقتصاد پساجنگ و مختصات پرریسک وضعیت کنونی، چشماندازهای پیشرو، محدودیتهای عینی و خطاهای تصمیمگیری را واکاوی کرده است.
* با توجه به تداوم تنشها در منطقه، آیا میتوان در شرایط نه جنگ، نه صلح برای بازسازی اقتصادی برنامهریزی کرد؟
– در حالی که سیاستگذاران نظام گزینه جنگ را به سبب یک اشتباه محاسبه و خطای تاکتیکی، محتمل نمیدانستند، اما وارد جنگی ناخواسته شدند که ۱۲ روز به طول انجامید و سرانجام با وساطت ترامپ به یک آتشبس مبتنی بر توافق لفظی طرفین ختم شد که به شدت شکننده و ناپایدار است.
آتشبس، صلح نیست و ممکن است حتی با یک اشتباه انسانی یا یک رویداد غیر مترقبه، به جنگ ختم شود. واژههای صلح و آتشبس دو مفهوم متفاوتند؛ اولی بر یک توافق رسمی و دائمی حکایت دارد، اما دومی یک توافق موقت است که هر آن نقض آن از سوی یکی از طرفین امکانپذیر است. گرچه آتشبس میتواند به عنوان مقدمهای برای صلح انگاشته شود، اما الزاما به صلح نمیانجامد.
