۱۳۹۶/۰۴/۱۰ ۱۲:۳۶
وَ جَعَلُواْ الْمَلَئكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَانِ إِنَثًا أَ شَهِدُواْ خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَدَتهُُمْ وَ يُسَْلُون:(1) آنها فرشتگان را كه بندگان خداوند رحمانند مؤنّث پنداشتند آيا شاهد آفرينش آنها بوده اند؟! گواهى آنان نوشته مىشود و (از آن) بازخواست خواهند شد!
پرسشگر محترم ابتداء جواب سوال دوم شما را مي دهيم كه شما اگر خوب به اين جواب نگاه كنيد خواهيد فهميد كه فرشتگان از چه جنسي هستند:
تعبير به” عباد” در واقع جواب پندار آنها است، ولى بايد توجه داشت كه” عباد” كه جمع است، به موجودهايى كه خارج از مذكر و مؤنث باشند مانند فرشتگان نيز اطلاق مىشود، همانگونه كه در مورد خداوند نيز ضميرهاى مفرد مذكر به كار مىرود در حالى كه ما فوق همه اينها است.
قابل توجه اين كه در اين جمله” عباد” به” الرحمن” اضافه شده، اين تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه غالب فرشتگان مجريان رحمت خداوند و تدبير كنندگان نظامات عالم هستى كه سراسر رحمت است مىباشند.
اما چرا اين خرافه در ميان عرب جاهلى پيدا شد؟ و چرا هم اكنون رسوبات آن در مغزهاى گروهى باقيمانده، تا آنجا كه فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسيم مىكنند، حتى به اصطلاح” فرشته آزادى” را وقتى مجسم مىسازند در چهره زنى با قيافه و موهاى فراوان ترسيم مىكنند! اين پندار ممكن است از اينجا سرچشمه گرفته باشد كه فرشتگان از نظر مستورند و زنان نيز غالبا مستور بودهاند، حتى در مورد بعضى از مؤنثهاى مجازى در لغت عرب
پس اين كه مىپرسد” آيا ناظر بر خلقت ملائكه بودهاند” استفهامى است انكارى يعنى ناظر نبودهاند. و جمله” سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ” تهديدى به ايشان است كه بدون علم چنين حرفهايى مىزنند. و به زودى اين شهادت بدون علمشان در نامه اعمالشان نوشته مىشود و در قيامت از آن بازخواست خواهند شد(3)
و راجع به سوال اول شما هم عرض مي كنيم كه پيامبر اسلام و ائمه به عنوان مفسر و مبين قرآن به توضيح آنها مي پردازند و لزومي ندارد براي فهم آنها همه انسانها در زمان خلقت فرشتگان حاضر باشند و لزومي ندارد و عملا هم غير ممكن است كه براي دانستن همه چيز همه حضور داشته باشند.
خلاصه آن كه مي خواهد بفرمايد شما كه ملائكه را نديده ايد و درزمان خلقت آن هم حاضر نبوده ايد چطور مي گوييد آنها مونث هستند.
پي نوشت:
1. زخرف (43) آيه 19.
2. تفسير نمونه، مكارم شيرازى ناصر، ناشر دار الكتب الإسلامية چاپ تهران، 1374 ش، نوبت اول، ج21، ص 29.
3. علامه طباطبايي، الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ناشر دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم، 1374 ش، نوبت پنجم، ج18، ص 135.
تعبير به” عباد” در واقع جواب پندار آنها است، ولى بايد توجه داشت كه” عباد” كه جمع است، به موجودهايى كه خارج از مذكر و مؤنث باشند مانند فرشتگان نيز اطلاق مىشود، همانگونه كه در مورد خداوند نيز ضميرهاى مفرد مذكر به كار مىرود در حالى كه ما فوق همه اينها است.
