
به گزارش تابناک، یکی از کهنترین منابع درباره ظهور اسلام، اثری ناشناس است که سالها به اشتباه به «تاریخ هراکلیوس» نوشته اسقف سبئوس نسبت داده میشد. این وقایعنامه در دهه ۶۶۰ م نگاشته شده و علاوه بر رویدادهای ارمنستان، بیزانس و ایران گزارشی دقیق از ظهور محمد و جامعه اولیه مسلمانان ارائه میدهد
این نوشتار امروزه به عنوان یک وقایعنامه ناشناس در دورهای بین ۴۸۰ تا ۶۶۱ میلادی شناخته میشود که به ویژه بر وقایع ارمنستان در بین سالهای ۵۷۲ تا میانه دهه ۶۵۰ متمرکز است. یعنی گزارش در زمان پایان خلافت راشدین و برامدن معاویه نوشته شده است.
این وجود، علیرغم اتفاقنظر پژوهشگران درباره ناشناس بودن این اثر، همچنان از آن به عنوان تاریخ سبئوس یاد میکنیم که به مرور متداول شده است. شواهد مختلفی دال بر نگارش این وقایعنامه در اوایل دهه ۶۶۰ وجود دارد. مثلاحاوی توضیحاتی درباره ظهور دین جدید محمد بر اساس شهادت عینی است
به برخی وقایع سال ۶۵۲ به عنوان رخدادهای اخیر اشاره دارد، و با گزارش پیروزی معاویه در جنگ داخلی اول (۶۵۶-۶۶۱) بهگونهای مشابه اخبار روز، خاتمه مییابد. این شواهد، تاریخ تألیف این اثر را کمی پس از سال ۶۶۱ نشان میدهند. گزارش با پایان خلافت راشدین و برامدن معاویه تمام میشود
به طور کلی، تاریخ سبئوس یکی از ارزشمندترین منابع تاریخی برای مطالعه وقاییا همپیمانیهای نظامی و سیاسی در آن مناطق مواجه میشود، ناخودآگاه همهچیز را در قالب «اسماعیلیان در برابر اسرائیلیان» یا «یهودیان در برابر مسیحیان» قرار میدهد و نمیتواند لایههای متعدد هویتهای قبیلهای و مذهبی را تفکیک کند. در نتیجه، تصویری که در متنی، چون تاریخ او بازتاب مییابد، آمیزهای است از واقعیات تاریخی ــ که گاه بهواسطهٔ اسیران یا مسافران به او رسیده ــ و تفسیر یا تعمیمی کتابمقدسی که مناسبات پیچیدهٔ قبایل حجاز را به دو جریان اصلیِ «فرزندان اسماعیل» و «بازماندگان اسرائیل» فرومیکاهد. از دیدگاه او، این چشمانداز برای فهم سرنوشت بشر کافی است و چرخشهای تاریخ را باید در پرتو پیشگوییها و وعدههایی که به ابراهیم و فرزندانش داده شد، تفسیر کرد. نتیجتاً، این نگاه دینی-توراتمحور، اگرچه برای آن اسقف کاملاً معنادار و معتبر بود، اما امروزه برای مورخان، صرفاً یکی از لایههای روایی است که در کنار دادههای دیگر باید در نظر گرفت تا بتوان به چشماندازی چندسویه از رخدادهای آن دوران دست یافت./حسین قطیب
