قدرت جریان‌ها و سنجش احساسات؛ خوانشی از تجربه دیجی‌کالا در بستر نظریه جامعه شبکه‌ای

برای سازمان‌ها و برندها، این تغییر پارادایم به معنای آن است که دیگر نمی‌توان با روش‌های سنتی، اعتماد و مشروعیت اجتماعی را مدیریت کرد. افکار عمومی در لحظه ساخته می‌شود، بازتولید می‌شود و می‌تواند هم فرصت‌آفرین و هم تهدیدزا باشد. در این بستر، ابزارهایی چون گوش‌سپاری اجتماعی (Social Listening) و تحلیل احساسات (Sentiment Analysis) به مثابه فناوری‌های ضروری برای درک و مدیریت این جریان‌ها پدیدار شده‌اند.

تجربه‌ای که در ایران در قالب گزارش سالانه یک برند بزرگ (دیجی‌کالا) منتشر شد، نمونه‌ای از چنین کاربست عملی است. در این تجربه، محتوای تولیدشده درباره برند در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به صورت مستمر پایش و در گام نخست بر اساس بار معنایی مثبت، منفی و خنثی دسته‌بندی شد (Sentiment). این سطح از تحلیل صرفا نشان‌دهنده جهت‌گیری هر پیام بود. اما برای رسیدن به درکی واقعی‌تر از جریان‌های افکار عمومی، شاخصی جامع‌تر به نام Sentiment Score به کار گرفته شد که علاوه بر polarity محتوا، متغیرهایی چون میزان دیده‌شدن (impression)، سطح درگیری مخاطب (engagement) و وزن رسانه یا پلتفرم را نیز لحاظ می‌کند که می‌توان مجموع این متغیرها «ضریب نفوذ» گفت .

منبع  : ماهنامه پیوست

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *