ساعت 9 شب پنجشنبه 13 شهریور مرد سالخورده ای هراسان و مضطرب قدم در یکی از کلانتری های جنوب تهران گذاشت و گفت: «پسر کوچکم می خواهد مرا بکشد خانواده ام فکر می کنند من دیوانه ام. چند روز قبل ماشینم را بردند و من هم به اتهام سرقت خودرو از پسرم شکایت کردم. آنها می خواهند مرا به خانه سالمندان بفرستند. امروز هم پسر کوچکم گفت می خواهد مرا بکشد. من هم از ترس او به پلیس پناه آوردهام.»

به گزارش سیتنا، در حالی که مرد سالخورده چنین اظهاراتی داشت، مأموران در تحقیقات خود دریافتند چندین بار بین او و خانوادهاش اختلاف پیش آمده و شکایتهای متعددی نیز ثبت شده است.
