
بهبهان یکی از قدیمیترین شهرهای استان خوزستان است که بیش از ۲۰۰هزار نفر جمعیت دارد. یکی از اماکن دیدنی بهبهان؛ روستای شیرعلیاست، اما در جاده همین مکان دیدنی ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۱ اتفاق ناگواری رخ داد که خواب و خیال اهالی شهرستان بهبهان را آشفته کرد و بیاعتمادی بر آنها چیره شد. چرا که متهم به قتل یک محضوردار بود که این عمل را مرتکب شده بود. همچنین گفته شده که متهم یک دفترخانه ثبت ازدواج دارد و از منسوبین یکی از افراد سرشناس بهبهان است. خبر این اتفاق فجیع نیز فقط توسط یکی از خبرگزاریهای محلی بهبهان منتشر شد آن هم با شانزده روز تاخیر. یعنی در ششم فروردین ماه۱۴۰۲.
پس از صحبتهای نسیه مسوولان، خبرنگار سراغ اهالی بهبهان میرود. یکی از اهالی حتی این ماجرا را به سخره میگیرد و میگوید: «همین آقا که متهم به قتل است صیغه ازدواج من و همسرم را خواند. برای همین پشیمانم و میخواهم همسرم را طلاق بدهم. (با تمسخر میخندد) خدا کند اعلام کنند؛ افرادی که این آقا صیغه ازدواجشان را خوانده باطل است تا من هم تکلیف خودم را بدانم.» او در پاسخ به اینکه از ماجرا بگویید، میگوید: «یک خانمی منشی ایشان بود که حدود چهار سال هم صیغه همین متهم بود. وقتی صیغه محرمیتشان تمام میشود به محضردار میگوید که قصد دارد زندگی خودش را داشته باشد. برای همین با مردی به نام «ح. خ» ازدواج میکند. صیغه ازدواجشان هم همین محضردار میخواند. بعد از چند وقت حاج آقا با شوهر این خانم یعنی آقای مقتول تماس میگیرد و از او میخواهد که همدیگر را ببینند. وقتی مقتول پیش وی میرود، متهم در قهوهای که به مقتول میدهد، سم میریزد. چیزهای دیگری هم از این محضردار شنیدیم…» البته «اعتماد» ترجیح میدهد حواشی و توضیحات تاکنون تاییدنشده را منتشر نکند.
