در واشینگتن، قانون اغلب همان چیزی است که در متن نوشته شده، اما در عمل، چیزی است که رئیسجمهور تصمیم میگیرد آنطور تفسیر
جوان آنلاین: در واشینگتن، قانون اغلب همان چیزی است که در متن نوشته شده، اما در عمل، چیزی است که رئیسجمهور تصمیم میگیرد آنطور تفسیر شود. جنگ ۴۰روزه اخیر امریکایی- صهیونی علیه ایران، بار دیگر این شکاف قدیمی میان «حقوق نوشته شده» و «قدرت اجرا شده» را آشکار کرد. در مرکز این شکاف، بار دیگر «قانون اختیارات جنگی۱۹۷۳» قرار دارد؛ قانونی که قرار بود پس از جنگ ویتنام، مهارکننده قدرت فزاینده ریاستجمهوری در آغاز جنگها باشد، اما امروز بیش از هر زمان دیگری شبیه یک چارچوب فرسوده و قابل دور زدن به نظر میرسد. بر اساس روایت رسمی دولت دونالد ترامپ، عملیات نظامی علیه ایران در چارچوب پاسخ محدود و هدفمند آغاز شد؛ عملیاتی که در ظاهر قرار بود «بازدارندگی» ایجاد کند نه یک جنگ تمامعیار، اما طول ۴۰روزه این درگیری، آن را عملاً در محدوده همان سناریویی قرار داد که «قانون اختیارات جنگی» دقیقاً برای آن طراحی شده بود، جلوگیری از کشیده شدن عملیات نظامی بدون مجوز کنگره به یک جنگ پایدار. سؤال کلیدی این است که آیا کاخ سفید در این بازه زمانی، قانون را رعایت یا صرفاً آن را تفسیر کرد تا مطابق نیازهای سیاسیاش باشد؟
قانون ۶۰روزه یا جنگ ۴۰روزه؟
قانون اختیارات جنگی تصریح نقطهای است که حقوق اساسی امریکا وارد منطقه خاکستری میشود. دولت ترامپ، همانطور که در گزارشهای متعدد حقوقی اشاره شده، آغاز عملیات را به گونهای اطلاع داده است که ساعت حقوقی قانون از یک نقطه مبهم آغاز شود نه از لحظه اولین حمله، بلکه از زمان «اطلاعرسانی رسمی». این تکنیک که در دولتهای پیشین نیز سابقه داشته، عملاً زمان واقعی شروع جنگ را از زمان حقوقی آن جدا میکند. به زبان ساده، جنگ ممکن است آغاز شده باشد، اما «ساعت قانونی» از بعداً شروع میشود. این همان نوع تفسیر است که منتقدان آن را نه اجرای قانون، بلکه دور زدن ساختار قانونگذاری با زبان خود قانون مینامند. در این چارچوب، جنگ ۴۰روزه هنوز از سقف ۶۰روز عبور نکرده است، اما این پاسخ، بیشتر شبیه یک پاسخ اداری است تا یک تحلیل حقوقی- سیاسی واقعی، زیرا مسئله اصلی این نیست که آیا ۶۰روز پر شده یا نه، مسئله این است که آیا کنگره واقعاً در جریان، کنترل و تصمیمگیری بوده است یا خیر.
کنگره، تماشاگر یا نهاد تصمیمگیر؟
