
نامادری دو هفته بعد از مرگ آوا، با انتقال به خانه سابقش، صحنه کتکزدن دخترچهار ساله را درحضور تیم جنایی بازسازی کرد. او درحضور دادستان و بازپرس ویژه قتل به تشریح شکنجههای دختربچه پرداخت. پرونده باتکمیل تحقیقات به دادگاه کیفری ارسال میشود.
او ادامه میدهد: «ما این بچهها را روی چشمهایمان بزرگ کردیم اما نامادری سه ماه تمام آوا را شکنجه کرد. پدر بچهها ۱۰روز یا دو هفته یکبار از تبریز به ارومیه میآمد اما باید وضعیت بچهها را بررسی میکرد. از آراز پرسیدیم که چرا وقتی نامادری آوا را کتک میزد، داد و بیداد نکردی یا او را با چیزی نزدی که دست از سر آوا بردارد که آراز گفت نامادری مرا تهدید کرده بود که اگر حرکتی کنی یا حرفی به پدرت بزنی، تو را در چاه فاضلاب حیاط میاندازم، چون حیاط خانهشان چاه فاضلاب دارد. با اینکه آراز را نزد روانشناس میبریم اما بچه مدام گریه میکند و خودش را در مرگ آوا مقصر میداند، چون فکر میکند نتوانسته برای نجات او کاری کند. آخر مگر از دست یک پسربچه هشت ساله کاری برمیآمد؟! آراز برای ما تعریف کرد که وقتی از مدرسه برمیگشت، آوا به او میگفت که نامادری او را کتک زده است. شبها آراز خواهرش را در آغوش میگرفت تا او کمی احساس آرامش کند. کل ایران از این ماجرای تلخ درد کشیدند، ببینید ما که خانواده آوا هستیم، از مرگ جگرگوشهمان چه میکشیم. پدر و مادر آوا هر دو وکیل گرفتهاند و حرف آخرشان فقط اعدام نامادری است.»
