مرتضی اگر شهروندی بود که طبقه اجتماعی اش کمی مرفهتر بود، اگر عزت و استعدادش به بیمارش مادرش و مرگ ناگهانی پدرش پیوند نمیخورد، در جهان روایی فیلم «بیست و یک روز بعد» میتوانست استعدادهای خود را در فیلمسازی و اعجاز متوقف کردن قطار، به رخ بکشد.
سوره سینما – فرهاد حسینی : در تمام سی و اندی سال گذشته تمام فیلم هایی که درباره کودکان و نوجوانان ساخته می شود، عمدتا فاقد قهرمان هستند. آن چیزی که در سینمای طالبی، مرحوم کیارستمی دیدهایم، آگاهی میدهد در مورد شخصیت محوری؛ اما همین شخصیت های محوری در اغلب آثار سینمای ایران با قهرمانان کودک و نوجوان و جوان، فاقد خودآگاهی دراماتیک هستند.
خودآگاهی محوری است که موجب بروز و تجلی قهرمانی، در شخصیتهای نوجوان میشود. اصلا نمایش قهرمان نوجوان بدون، اشارتی دراماتیک به خودآگاهش اثر دراماتیک نخواهد داشت. فیلم «بیست و یک روز بعد» که از سوی داوران جشنواره فیلم فجر به خوبی بایکوت شد، الگویی را در ترجمانی دراماتیک از نمایش خودآگاه و گاهی ناخودآگاه قهرمان ارائه می کند که در سینمای ایرانی از این حیث فیلمنامه کاملا کاملی است که مشخص است تحقیقات روانکاوانه موثری برای نگارش اثر صورت پذیرفته است.
