نگاهی به فیلمنامههای فیلمنشده بهرام بیضایی، به یادبود ۳۵ سالگی «طومار شیخ شرزین»
وقتی تاریخ سینمای جهان را مینویسند، بهندرت یادی هم از فیلمهایی میکنند که روی کاغذ نوشته شدند، ولی هیچوقت بخت دیدن پرده سینما را نداشتند. شاید به این خاطر که آن سوی آبها سینما با هنرمندانش مهربانتر است و بهندرت فکر درخشانی هست که در بند کاغذ اسیر بماند. شاید هم به این خاطر که تاریخ سینما بیرحمتر از آن است که حسرتها و افسوسها را هم ثبت کند.
هر کدام که باشد، نوشتن تاریخ سینمای ایران بدون فیلمنامههای فیلمنشدهاش حتما چیزی کم دارد. حتما خیلی چیزها کم دارد. فیلمنامههایی که به قول بهرام بیضایی، صاحب انبوهی از این فیلمنامههای ناکام، سرمایههایی بسیار بیشتر از آنچه میشد صرف ساختنشان شود، صرف نساختنشان شد. فیلمنامههایی که به دلایل مختلف فرصت ایستادن روی پاهایشان را نداشتند. به خاطر اینکه کسی حاضر نبود به اندازه کافی سرمایه و زمان پایشان بگذارد. به خاطر آنکه مرزهای ممیزی تنگتر از آن است که نبوغ را بفهمد. یا شاید فقط به خاطر تند دویدن مداوم زمان که آدمی به گرد پایش نمیرسد و دائم از او جا میماند.
