
اقتصاد۲۴- گاهی یک عدد، بیشتر از هزاران صفحه گزارش و صدها سخنرانی واقعیت را آشکار میکند. رسیدن شاخص فلاکت به عدد ۶۱.۳ درصد هم از همین جنس است و تصویری بیواسطه از وضعیت معیشت ایرانیان ارائه میدهد. این عدد فقط حاصل جمع تورم و بیکاری نیست، بلکه ترجمه اقتصادی زندگی میلیونها ایرانی است که با وجود داشتن شغل، هر ماه بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهند، از هزینههای درمان و آموزش میزنند و برای تأمین اجاره مسکن با دشواری بیشتری روبهرو میشوند.
اگر زمانی بیکاری مهمترین نشانه فقر بود، امروز تورم جای آن را گرفته و پدیدهای تازه را به اقتصاد ایران تحمیل کرده است؛ «شاغلان فقیر». آمارها نشان میدهد موتور اصلی فلاکت در اقتصاد ایران نه کمبود شغل، بلکه تورمی است که از درآمدها سریعتر میدود و طبقه متوسط را به سمت مرزهای آسیبپذیری سوق میدهد.
تلاش برای پنهان کردن یا مسکوت گذاشتن این واقعیت عینی زیر سایه روایتهای تقلیلگرایانه، نهتنها کمکی به حل ابرچالشهای اقتصادی کشور نمیکند، بلکه فاصله میان سیاستگذار و توده مردم را عمیقتر از هر زمان دیگری خواهد کرد. شاخص فلاکت، به عنوان یکی از جامعترین دماسنجهای رفاه اجتماعی و ثبات اقتصادی، دقیقاً دست روی همان نقطهای میگذارد که مردم هر روز صبح با تمام وجود آن را لمس میکنند: شکاف عمیق میان دخلوخرج و ذوب شدن تدریجی قدرت خرید. بررسی این آمار تکاندهنده، یک هشدار ساختاری و منصفانه به ساختار تصمیمگیری کشور است تا متوجه شود تعادل معیشتی جامعه به شکلی مخاطرهآمیز در حال فروپاشی است.
