«تنش آبی» چگونه قابل مدیریت است؟ این شاید پربسامدترین سؤال حداقل طی چند سال اخیر برای پیشگیری از عمیقشدن تبعات کمبود آب در کشور است
«تنش آبی» چگونه قابل مدیریت است؟ این شاید پربسامدترین سؤال حداقل طی چند سال اخیر برای پیشگیری از عمیقشدن تبعات کمبود آب در کشور است. مدیریت تنش آبی در شهرها و روستاهای کشور تا سال۱۴۰۴ با رویکرد افزایش تابآوری و پایداری خدمات یکپارچه آب شرب، یکی از برنامههای کلان دولت سیزدهم در سه سطح کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت است. یکی از راههای تأمین منابع آبی به منظور حل پایدار معضل آب «انتقال آب دریا» به مناطق مختلف کشور با تمرکز بر مناطق درگیر تنش آبی است، چه آنکه دسترسی ایران به آبهای آزاد از طریق سواحل خلیج همیشه فارس و دریای عمان، فرصت مناسبی برای این مهم پیشروی کشورمان قرار داده است، البته انتقال آب دریا، ضمن آنکه باید شیرینسازی شود، به هزینههای سرسامآوری نیاز دارد، به همین منظور با سرمایهگذاری واحدهای بزرگ صنعتی، طرح انتقال آب دریا به داخل کشور در دستور کار دولت قرار دارد و بناست آب مورد نیاز شرب و صنعت و کشاورزی استانهای کمآب شرقی و مرکزی از خلیجفارس و دریای عمان تأمین شود. قرار است با مشارکت «شرکت معدنی و صنعتی گل گهر»، «شرکت مس سرچشمه» و «شرکت معدنی و صنعتی چادرملو»، آب خلیجفارس به منظور مصرف صنعتی به استانهای کرمان و یزد برسد و بناست با مشارکت «شرکت فولاد مبارکه» و «ذوبآهن» تا پایان سال به اصفهان نیز برسد. عملیات لولهگذاری انتقال آب دریای عمان به سه استان سیستانوبلوچستان، خراسانجنوبی و خراسانرضوی نیز آغاز شده است. منابع آبی جدید هفت استان هرمزگان، کرمان، خراسانجنوبی، خراسانرضوی، یزد، اصفهان و سیستانوبلوچستان هدف اولیه طرح انتقال آب از دریای عمان و خلیجفارس به داخل کشور بوده و بناست ۱۰ استان دیگر به این فهرست افزوده شود.
انتقال آب دریا به مناطق کمآب کشور، یکی از طرحهای راهبردی دولت برای حل معضل تنش آبی و به تبع آن فرونشست زمین، حفر چاههای غیرمجاز، مهاجرت بیرویه و تحدید کشاورزی است. در صورت اجرای صحیح و تکمیل بموقع این طرح، میتوان به رفع کمبود آب و تأمین آب مورد نیاز برای کشاورزی و صنعت در استانهای مختلف امیدوار بود. ایجاد تحول اقتصادی در استانهای مرکزی، رشد صنایع معدنی کشور به عنوان جایگزین نفت، حفظ روند توسعه صنایع معدنی در استانهای مرکزی، ایجاد فرصت برای تأمین کمبود آب شرب شهرها و روستاها در استانهای مختلف، توسعه کشاورزی صنعتی پربازده، جلوگیری از حفر چاههای غیرمجاز و حفظ ذخایر آبهای زیرزمینی، رشد و توسعه پتروشیمی و پالایشگاهها در منطقه تحت پوشش، جلوگیری از مهاجرت، اشتغالزایی و محرومیتزدایی و توسعه متوازن کشور از جمله مزایای انتقال آب دریا به مناطق مختلف کشور عنوان شده است.
انتقاد به انتقال آب دریا
انتقال آب دریا به مناطق مختلف کشور در حالی است که برخی کارشناسان منتقد آن هستند و معتقدند مهمترین اشتباهی که در زمینه انتقال آب از خلیجفارس به سمت فلات مرکزی ایران صورت گرفته است، مشکلات حوزه اقتصادی است؛ از نظر اقتصادی انتقال صنایع آببر به سمت سواحل جنوبی کاملاً عقلانی است تا هم منابع آبی کشور در منطقه فلات مرکزی برای صنایع آببر مورد استفاده قرار نگیرد و هم انتقال آبی از جنوب در خلیجفارس به فلات مرکزی صورت نگیرد و منابع موجود برای توسعه زنجیره ارزش صنایع آببر نظیر فولاد در سواحل مکران و سواحل جنوبی کشور صورت پذیرد و همچنین منابع انرژی رایگان گازی برای شیرینسازی آب دریا مورد استفاده قرار نگیرد و به منابع گازی کشور فشار وارد نشود. یکی از اشتباهات کلیدی در زمینه تخصیص یارانههای انرژی، عدماعطای مشروط به توسعه آنها بوده است، به نحوی که بیش از ۱۰۰ هزارمیلیارد تومان حاشیه سود شرکت فولاد در شرایط فعلی بدون هیچگونه نظارتی و بدون هدف خاصی معطل مانده است و در نهایت ایده اشتباه شکلگیری یک لوله انتقال آب از خلیجفارس به فلات مرکزی ایران به پشتوانه سود ۱۰۰ هزارمیلیارد تومانی فولاد، ایده نهایی بود که در آخر مصوب شد، این در حالی است که در صورت اعطای مشروط یارانه انرژی، باید این ۱۰۰ هزارمیلیارد تومان به سمت توسعه زنجیره ارزش فولاد میرفت. در حال حاضر محصولات فلزی به صورت خام به کشورهای مختلفی صادر و محصولات نهایی زنجیره فولاد به صورت گسترده به کشور وارد میشوند، این در حالی است که بیش از ۱۰۰ هزارمیلیارد تومان منابع موجود در این زمینه، میتوانست برای توسعه زنجیره ارزش این صنعت در سواحل جنوبی ایران مورد استفاده قرار بگیرد، اما به جای آن، کار انتقال آب از جنوب کشور به منطقه فلات مرکزی با هزینه هنگفت و با انرژی ارزانقیمت و رایگان گاز ایران که میتوانست زمینهساز توسعه تجارت گاز و تأمین منابع سرشار حاصل از تجارت گاز باشد، به منطقه فلات مرکزی آب برای صنایع و استفاده کشاورزی منتقل میشود. این سیاست عملاً تکمیل سیاست اشتباه و فاجعه قبلی در توسعه صنایع آببر در فلات مرکزی بوده است که با انتقال آب، دوباره آن را تقویت خواهد کرد.
دفاع از انتقال آب
قاسم تقیزادهخامسی، معاون وقت وزیر نیرو در امور آبفا پیشتر در مصاحبهای گفته بود: «ما در منطقهای زندگی میکنیم که این منطقه خشک و نیمهخشک است و از طرفی پراکنش جمعیت کشور به صورت درستی صورت نگرفته است، یعنی اینکه در فلات مرکزی ایران که فقط ۲۰درصد منابع آبی کشور را داریم، ۵۰درصد جمعیت ساکن هستند. به عبارت دیگر در مکانی که عرضه بسیار کم است با تقاضای زیاد مواجه هستیم، بنابراین نه تنها در مورد انتقال آب از دریا بلکه کلاً موضوع انتقال درونسرزمینی نیز موضوعی غیرقابل اجتناب است، این در حالی است که اگر این اتفاق نیفتد، در تأمین آب شرب نیز با مشکل مواجه خواهیم شد.» همچنین «اخبار آب» درباره چرایی انتقال آب خلیجفارس به محل صنایع تأکید کرده است انتقال آب خلیجفارس به محل صنایع، یکی از راهحلهای تأمین آب مورد نیاز صنایع است که در حال حاضر با امکان نمکزدایی آب خلیجفارس تا حد زیادی این پروژه میتواند مشکلات صنایع پایه را حل کند. انتقال هر روزه ماده معدنی به سواحل خلیجفارس از لحاظ اقتصادی به صرفه نیست و هزینههای زیادی را به وجود میآورد. پس مهمترین دلیل انتقال آب خلیجفارس به محل صنایع مختلف در بخشهای جنوبشرقی و شرق کشور هزینههای مالی آن است که با انتقال آب میتوانند تا حد بیشتری صرفهجویی کنند.
تشریح جزئیات ۵ پروژه انتقال آب
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب در خصوص آخرین وضعیت پروژههای انتقال آب به «جوان» میگوید: «وزارت نیرو پنج پروژه انتقال آب از دریای عمان و خلیجفارس به سمت مناطق مختلف درون سرزمینی ایران برنامهریزی و اجرا خواهد کرد. در بخش آب طی سالهای گذشته پروژههای زیادی تعریف شده است و زمانی که دولت شروع به کار کرد، با حجم پروژههای نیمهکاره مواجه شد. از این مجموعه در شمار طرحهای مختلف، تعدادی طرح به عنوان طرحهای اولویتدار مشخص شد. از انبوه این طرحها تدوین معیار برای انتخاب طرحها بود که در صدر معیارها برای غربالگری طرحها، معیار اثربخشی بود. هر طرحی که اثربخش است، باید در اولویت قرار گیرد.»
