علوم ارتباطات هم هنر میخواهد هم ذوق و هم ذهن که چطور باید برای مدیریت اذهان برنامهریزی کنیم. این کار حرفهای تخصصی و باید به آن احترام بگذاریم و شرایطی فراهم کنیم که در جامعه باهوشترین آدمها در این حوزه ورود پیدا کنند که بتوانیم از علوم دیگر و فناوریهای دیگر استفاده کنیم
جوان آنلاین: اطلاعرسانی درباره فاجعه بندرشهیدرجایی بندرعباس که منجر به مرگ و مصدومیت شماری از هموطنان و برجای ماندن هزاران همت خسارت مالی شد، به سیاق اتفاقهای مشابه با آسیبهای بسیاری مواجه بود. فقدان سخنگوی واحد، انتشار شایعات، اظهارنظر افراد غیرمسئول، انتشار تصاویر دلخراش و فرصتطلبی رسانههای معاند در دنبالکردن اهداف خود از جمله آسیبهایی است که آن را در گفتوگو با دکتر داود فریدپور دکترای علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، عضو هیئت علمی دانشگاه حوزه رسانه و پژوهشگاه مطالعات راهبردی بازکاوی کردهایم.
حادثه انفجار در بندر شهیدرجایی بندرعباس به از دست رفتن جان شماری از هموطنان، مجروحشدن شمار بیشتر و برجای ماندن خسارتهای کلان مالی منجر شد. همزمان با وقوع حادثه که دربرگیری زیادی را شامل شد به سیاق اتفاقهای ناگوار مشابه، اطلاعرسانی درباره حادثه اهمیت بسیاری پیدا کرد. در حال حاضر چند روز از حادثه گذشته است، با این حال هنوز شاهد مطرحشدن روایتهای متفاوت از اتفاق واحد هستیم. برای اینکه بتوانیم تحلیلی درست از نحوه اطلاعرسانی این دسته از حوادث داشته باشیم، باید چه موضوعاتی از سوی رسانه مورد توجه قرار گیرد؟
وقوع چنین حوادثی واقعاً جای تأسف و تأثر دارد. زمانی که چنین حوادثی اتفاق میافتد، وظیفه مهمی متوجه رسانه است، چراکه ابعاد حادثه ابعادی گسترده است. از همین رو پرداختن به اصول «حوادث بحران» دارای یک دستورالعملهای خاصی است. رسانهها قبل از ایجاد بحران، باید برای این قضیه هم آموزش دیده باشند و هم برای صحنه مدیریت خبر در بحران دستورالعمل داشته باشند. برخی از این دستورالعملها مبتنی بر آموزشهای حوزه رسانه، علم اطلاعرسانی و خبر است و برخی هم مبتنی بر تجربیاتی است که از حوادث قبل کسب شده است، یعنی یک حادثه اتفاق میافتد و آن حادثه دارای یک سری تجربیاتی است که منجر به این میشود دستورالعملهای مدیریت بحران خبر را به روزرسانی کنیم و اشتباهاتی که در گذشته رقم خورده است در خبر بعدی اتفاق نیفتد. در کشور ما این بحران از پیچیدگی بیشتری برخوردار است، چون ما علاوه بر اینکه با خود حادثه مواجه هستیم، با فضای رسانهای معاند هم روبهرو هستیم که تلاش میکنند، برداشت خودشان را از چنین قضایایی داشته باشند و این یعنی شما باید ملاحظات حوزه خبر و اطلاعرسانی را داشته باشید. ملاحظهای که ممکن است در آن دشمن سیر خبری را به دست بگیرد و برداشتهای خودش را داشته باشد، کما اینکه در این حادثه هم اتفاق افتاد. اولین نکتهای که وجود دارد، اینکه باید درک درستی از شرایط محیطی داشته باشیم، یعنی ما در اطلاعرسانی از یک طرف با خود حادثه مواجه هستیم و از طرف دیگر اینکه چطور اطلاعرسانی انجام شود این ملاحظات مختلف را لحاظ بکند.
این ملاحظات چگونه در نظر گرفته میشود؟
به نظر میرسد باید چند کار انجام دهیم. همانطور که اشاره شد، کار اول این است که رسانه براساس آموزشهایی که پیش از حادثه به خبرنگارانش داده آمادگی داشته باشد، یعنی باید خبرنگار ویژه بحران داشت که آمادگی لازم را داشته باشد. خبرنگاری که بداند در یک شرایط بحرانی به چه مواردی باید به صورت حرفهای بپردازد و چه مواردی را نباید بزرگنمایی یا کوچکنمایی بکند؟ چطور در شرایط اضطراری و اضطراب مطالب را ارائه بدهد؟ دوم در حوزه دستورالعمل است که در موارد بحرانی چه کارهایی را باید انجام بدهیم؟ چگونه ایجاد هماهنگی بین سایر رسانهها صورت بگیرد که رسانههای رسمی، روایت اول را در بحرانها برعهده بگیرند. پس ایجاد هماهنگی در آن دستورالعمل هم یک داستان مهمی است که باید به وجود بیاید. نکته بعدی که باید به آن توجه کنیم، بحث هماهنگی و همکاری رسانه با سازمانهاست. اعم از سازمانهای رسانهای و نهادهایی که مسئول هستند، یعنی ایجاد هماهنگی بین رسانههای مختلف که در شرایط بحرانی چطور اخبار را با هم هماهنگ کنند که اطلاعاتشان اطلاعات یکپارچه و منسجم باشد، از حالت سردرگمی خارج شوند و مخاطب را به یک سمت هدایت کنند. یک بحث هماهنگی هم بین خود نهادهای درگیر از جمله مدیریت بحران، استانداری، هلالاحمر و از این جمله است. هر سازمانی با نگاه سازمانی خودش به ماجرا نگاه میکند که باید تکلیف مشخص شود که کدام سازمان باید خوراک رسانهای را مشخص کند که این مهم هم نیازمند هماهنگی است.
راستی آزمایی اخبار در چنین شرایطی چگونه باید صورت گیرد؟
این موضوع مهمی است که ما را به تحلیل درست خواهد رساند و جامعه و افکار عمومی را مدیریت خواهد کرد. در شرایط بحرانی، بحث سرعت و دقت است که باید توأمان در اطلاعرسانی داشته باشیم. در ساعت اولیه مخاطب فقط اطلاعات میخواهد، تحلیل نمیخواهد. ما در چنین شرایطی میزگردهای گفتوگو برای تحلیل واقعه نداریم. رسانهدر انواع و اقسام آن در ساعت اولیه باید بتواند مستمر و پیوسته اطلاعات موثق بدهد. اطلاعات باید از منابع موثق دریافت و اطلاع رسانی صورت گیرد. دلیل آن هم این است که اطلاعرسانی سریع از از شایعات، گمانهزنیها و از دادن اطلاعات نادرست جلوگیری میکند. البته در این اطلاعرسانی باید حواسمان باشد سرعت نباید فدای دقت شود. قبل از انتشار هر خبری باید از صحت خبر مطلع شویم. نکته بعدی اینکه به روز رسانی مستمر و منظم اطلاعات از وظایفی است که باید اتفاق بیفتد، یعنی با پیشرفت بحران، باید به اطلاعات بیشتری دست پیدا کنیم. باید بتوانیم به صورت مستمر و منظم خط فکری مخاطب را اقناع و او را در جریان آخرین اطلاعات قرار دهیم. این کار باعث میشود مردم احساس کنند در جریان همه چیز هستند و نیازی به جستوجو در منابع دیگر ندارند. نکته بعدی بحث شفافیت و صداقت است که میتواند آسیبرسان هم باشد، یعنی اگر در حادثهای اثبات شود رسانه شفافیت و صداقت نداشته، نباید توقع داشت مخاطب در حادثه بعدی هم به آن رسانه رجوع کند. بنابراین ارائه اطلاعات صادقانه و بدون پنهانکاری، یکی از رمزهای به دست آوردن مخاطب است. چون مخاطب در این شرایط بیش از هر زمان دیگری به یک رسانه صادق نیاز دارد. ارائه اطلاعات شفاف و صادقانه حتی اگر تلخ و ناگوار باشد به شرط رعایت و ملاحظات میتواند اعتماد مخاطب را جلب و از ایجاد یک حس بیاعتمادی یا اینکه توطئهای در جریان است جلوگیری کند.
