به گزارش خبرگزاری آنا، پایان جنگ سرد و فروپاشی نظم دوقطبی، برای چند دهه این تصور را ایجاد کرده بود که نظام لیبرال به رهبری آمریکا میتواند بهعنوان چارچوبی پایدار برای مدیریت بحرانهای جهانی عمل کند. نهادهایی، چون سازمان ملل، ناتو، بانک جهانی و شبکه گسترده سازمانهای امدادرسان بینالمللی، ستونهای این نظم به شمار میرفتند. اما تحولات یک دهه اخیر نشان داده است که این ساختارها نهتنها کارآمدی پیشین را از دست دادهاند، بلکه خود به بخشی از بحران تبدیل شدهاند.
بحرانهای همزمان در غزه، اوکراین و سودان، بهوضوح ناتوانی نظام امدادی جهانی در پاسخ مؤثر به فجایع انسانی را عیان کرده است. بر اساس برآوردها، تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۴۳۶ میلیون نفر در کشورهایی زندگی خواهند کرد که درگیر شکنندگی، خشونت و جنگ هستند و بدون کمکهای حیاتی امکان بقا نخواهند داشت؛ در حالی که نظام کمکرسانی جهانی عملاً با کمبود شدید منابع و بحران مشروعیت مواجه است.
نکته کلیدی آن است که این بحران صرفاً مالی نیست. همانطور که اندیشمندان غربی نیز اذعان دارند، نظام کمکهای بشردوستانه «ورشکسته» نشده، بلکه «شکسته» است؛ سیستمی که بیش از آنکه بر نیازهای واقعی جوامع آسیبدیده متمرکز باشد، تابع منافع سیاسی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و محاسبات قدرتهای بزرگ شده است.
