فروپاشی اقتدار افراسیاب، سرنوشت یا هشدارهایی که نادیده گرفته شد؟

 روایت فردوسی در داستان سیاوش نشان می‌دهد که سقوط فرمانروایان، بیش از آنکه نتیجه سرنوشت و تقدیر یا قدرت دشمن باشد، محصول نادیده گرفتن هشدارهای خردمندانه و تصمیم‌های شتاب‌زده خود آنان است.

۲۷ تیر ۱۴۰۵، ۸:۴۴
فروپاشی اقتدار افراسیاب، سرنوشت یا هشدارهایی که نادیده گرفته شد؟

 روایت فردوسی در داستان سیاوش نشان می‌دهد که سقوط فرمانروایان، بیش از آنکه نتیجه سرنوشت و تقدیر یا قدرت دشمن باشد، محصول نادیده گرفتن هشدارهای خردمندانه و تصمیم‌های شتاب‌زده خود آنان است.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در شاهنامه فردوسی، کشته شدن سیاوش تنها یک جنایت تاریخی نیست، بلکه نمونه‌ای آشکار از سنت الهی درباره فرمانروایی است که هشدارهای خرد را نادیده می‌گیرد. فردوسی این واقعه را نه به‌عنوان رخدادی ناگهانی، بلکه به‌عنوان نتیجه زنجیره‌ای از تذکرهای سیاسی و اخلاقی روایت می‌کند که از سوی شخصیت‌هایی چون پیران، فرنگیس و خود سیاوش به افراسیاب داده شده و بی‌پاسخ مانده است. با نگاه دوباره به هشدارهای پیش و پس از قتل را تفکیک و تحلیلی به دست می‌دهد و نشان می‌دهد که سقوط افراسیاب، پیش از آنکه محصول قدرت دشمنان باشد، حاصل نادیده گرفتن صدای خرد در دربار توران است.

نقطه عطفی حماسی، و آغاز جنگهای طولانی کین خواهی

منبع  : خبرگزاری مهر

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *