
پدیده فرونشست زمین دیگر یک هشدار یا پیشبینی دوردست نیست؛ بلکه واقعیتی ملموس و نگرانکننده است که دشتها، شهرها و شریانهای حیاتی زیرساختی ایران را در برگرفته است. دههها برداشت بیرویه و فراتر از ظرفیت از منابع آبهای زیرزمینی بهدلیل رشد فزاینده جمعیت، وقوع خشکسالیها، گسترش کشاورزی ناپایدار و حفر بیضابطه چاههای غیرمجاز، افت شدید سطح ایستایی و درنهایت فرونشست تدریجی زمین را رقم زده است.
با این حال، دامنه خسارات فرونشست تنها به تخریب سازهها و بلعیدن زمین محدود نمیشود؛ تبعات اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی ناشی از خشکیدن چاهها و قنوات، به بروز پدیدههایی همچون مهاجرتهای اجباری اقلیمی، گسترش حاشیهنشینی، بایر شدن زمینهای کشاورزی و تعمیق فقر دامن میزند و ابعاد این بحران خاموش را پیچیدهتر میکند.
