فرشتگان به خداگفتند کسی رابه خلافت برگزیدی که درزمین فساد وخونریزی می کند،پس معلوم است که ذات انسان خونریز وفسادگر است،ووقتی اینگونه است پس سرنوشت انسان ازقبل پیش بینی شده واین خلاف اختیار است.

پرسشگر محترم شما مقداري در برداشت ها عجله کرده ايد و به اشتباه رفته ايد.

۱۳۹۶/۰۲/۱۶ ۱۲:۳۱

پرسشگر محترم شما مقداري در برداشت ها عجله کرده ايد و به اشتباه رفته ايد.

پرسشگر محترم شما مقداري در برداشت ها عجله کرده ايد و به اشتباه رفته ايد.

علت اين که ملائکه برداشت کردند که انسان اهل فساد و خونريزي است اين بود که آنان در خبري که خدا داد، دقت کافي نکردند يا نتوانستند مطلب را متوجه شوند. خداوند به آنان خبر داد:

إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَة (1)

من در روى زمين، جانشينى [نماينده‏اى‏] قرار خواهم داد.

مهمترين مشخصه اي که اين جمله از آن خبر مي دهد “مقام خلافت و خدانمايي” است که قرار است انسان داشته باشد و دومين مطلب زميني بودن انسان است. ملائکه نتوانستند متوجه شوند که به چه ملاکي انسان خليفه و خدانما خواهد شد ولي از قسمت دوم کلام خدا و زميني بودن انسان متوجه شدند که در او اقتضاي فساد و خونريزي هست.

بعد خداوند به آنان اعلام کرد که من انسان را از زمين خواهم آفريد و از روح خود در آن خواهم دميد و آن گاه که از روح خود در او دميدم شايسته مقام خلافت شده و حق است که شما او را سجده کنيد.

پس مشخصه اصلي انسان دميده شدن روح خدا در او و زمينه و شايستگي است که براي رسيدن به مقام خلافت و خدا نمايي دارد.

بله ، ماهيت انسان به اجمال از همان اول روشن شد:

فساد و خونريزي از جانب کساني که فقط جنبه ماديت و زميني شدن را بگيرند و تقويت کنند.

نورانيت و خدانمايي از جانب کساني که تابع جنبه رربال هم براي اين است که معلوم شود کدام آن گونه که او خواسته ، شده اند و کدام آن گونه نشده اند.

بهشتي که حضرت آدم در آن سکونت داشته اند، بهشت اُخروي نبوده و بهشت برزخي بوده است، به دلائل مختلفه‌اي، از آن جمله اين که بهشت اُخروي هرگز جاي ابليس نمي‌باشد و آنجا محدوده اي نيست که شيطان و شيطنت و عصيان در آن راه داشته باشد. اساساً خيال باطل و نافرماني در آن جا نيست.(4)

از سوي ديگر کسي که به جنت الخلد وارد شود، ديگر خارج نخواهد شد.(5)

پس بهشتي که آدم و حوا در آن بوده‌اند، بهشتي برزخي بوده است و اسکان در اين بهشت از همان ابتدا اسکاني موقّت براي پيمودن مرحله اي آزمايشي بوده، تا آدم، با مکرها و حيله‌هاي دشمن خود آشنا شود و تلخي عصيان و آثار دردآور آن را بچشد. نيز راه توبه و بازگشت را بياموزد.(6)

يا اين که لذت بهشت و نعمت‌هاي بهشتي را به انسان بچشاند تا در او شوق رسيدن به آن و ترک هواهاي نفساني را در درون انسان زنده نگهدارد و به انسان بفهماند که جايگاه اصلي تو آن جا است و بايد به آن دست يابي.

 

پي نوشت ها:

1. بقره (2) آيه 30.

2. آل عمران (3) آيه 157.

3. ابن ابي جمهور احسائي، عوالي اللئالي، قم، سيد الشهداء، 1403 ق ، ج 4، ص 97.

4. جوادي آملي، تفسير تسنيم، قم، اسراء ، 1381ش ، ج 3، ص 337.

5. همان، ص 329.

6. همان، ص 335.

 

إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَة (1)

منبع  : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *