استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: چقدر آدم باید غصه بخورد که اکنون کسانی به اسم اقتصاددان، روشنفکر و دانشگاهی میآیند و میگویند «اگر بخواهیم مردم را حمایت کنیم، باید به آنها کمک کنیم که بروند سکه بخرند یا دلار بخرند.» هنوز، گویی با فهم پیش از انقلاب کینزی اقتصاد را میفهمند و فکر میکنند با ابزارهای اقتصاد خرد میتوانند جلوی بحران را بگیرند. فردگرایی روششناختی اگر بخواهد مبنای قاعدهگذاری در اقتصاد شود، یعنی کل آن انقلاب کینزی و کل انقلاب هزینه مبادله و کل ظهور اقتصاد توسعه را انگار درک نکردهاید. فکر میکنند اگر تب سوداگری ارز و سکه را دامن بزنیم، خانوارها مصون میمانند. در حالی که ما با تقدم رتبهای مسائل سطح کلان به خرد روبهرو هستیم.
![]()
<!– –>
<!– –>
<!– –>
فرشاد مومنی، با مقایسه عملکرد اقتصادی ایران در دوران جنگ تحمیلی با شرایط کنونی، گفت: تجربه اقتصاد ایران در دوره جنگ نشان میدهد مسئله کشور صرفا کمبود ارز و منابع مالی نیست، بلکه نحوه سیاستگذاری و تخصیص منابع اهمیت دارد و سیاستهای ارزی پس از جنگ، با ایجاد تقاضای غیرتوسعهای برای ارز، فشار بر تولید و معیشت مردم را افزایش داده است.
