نوشین با تصور عشق و ازدواج تحت سلطه فرزاد درآمده بود.

به گزارش رکنا، اکنون که پشت حصارهای بلند یک کوچه بن بست قرار گرفته ام از آینده سیاه خود نگرانم و نمی دانم با این شرایط سرنوشتم به کجا می رسد با اشتباه بزرگی که مرتکب شده ام دیگر جایی در خانواده ام ندارم چرا که آن ها مرا دختری بی بند و بار و سرکش می دانند از سوی دیگر خانواده پسر مورد علاقه ام از من به عنوان دختری خیابانی و هوسران یاد می کنند که لیاقت ازدواج با پسرشان را ندارد و از همه مهم تر این که تازه فهمیدم مدت ها با عشقی دروغین زندگی کرده ام تا این که …
