اگرچه هنوز در سال های اول جوانی قرار دارم اما قصه خلافکاری های من مثنوی هفتاد من کاغذ است، چون خیلی زود به بیراهه رفتم تا جایی که …

به گزارش خراسان، زن 24 ساله که در یکی از پاتوق های سیاه خلافکاری دستگیر شده است، با بیان این که اعتیاد، حس مادری را در وجودم کشته بود اما اکنون دلم برای فرزندم تنگ شده است، درباره سرگذشت اسف بار خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری فیاض بخش گفت: در یک خانواده 9 نفره و در یکی از شهرک های اطراف ساری به دنیا آمدم. هفت خواهر و برادرم ازدواج کردند اما من که ته تغاری و عزیزدردانه خانواده بودم بعد از پایان مقطع راهنمایی ترک تحصیل کردم و در کنار مادرم به امور خانه داری پرداختم. پدرم کشاورز بود و با زحمت می توانست با کاشت برنج در زمین کوچکش مخارج زندگی ما را تامین کند. با این حال من دختری کنجکاو و بلندپرواز بودم که در آرزوها و رویاهای خودم سیر می کردم. وقتی به سن بلوغ رسیدم دوستان زیادی پیدا کردم و با آن ها به تفریح و خوش گذرانی می رفتم. هر پسری که در خیابان به من لبخند می زد یا با جملاتی محبت آمیز سخن می گفت، بلافاصله عاشقش می شدم و با او ارتباط برقرار می کردم. بر اثر معاشرت با دختران و پسران، مصرف حشیش و کشیدن سیگار را آغاز کردم. به خاطر کنجکاوی و خوش گذرانی هر نوع ماده مخدری را تجربه می کردم. چند بار نیز به اتهام رابطه نامشروع توسط پلیس دستگیر شدم. اما باز هم نتوانستم دست از خلافکاری هایم بکشم. به نصیحت های هیچ کس نیز گوش نمی دادم و در منجلاب فساد غرق بودم تا جایی که دیگر به دختری معتاد و ولگرد تبدیل شدم.
