غزه کوچک اما قهرمان، خط مقدم جنگی تمدنی، برای صیانت از همه بشریت در مقابل سرطان صهیونیسم است.
ثانیا؛ روزنامه وال استریت ژورنال به تازگی خبر داد: «اسرائیل از سال ۲۰۱۴ در حال تدارک مخفیانه برای حمله به غزه بوده است. ارتش برای انجام عملیات زمینی، یک پایگاه نظامی در ۱۹ کیلومتری غزه ساخت که روی آن، یک شهر ساختگی احداث شده بود. این پایگاه با انواع تسلیحات، برای عملیات آماده میشد».
۲- اسرائیل چرا اصرار دارد به شکل شوکهکننده جنایت کند؟ این رژیم ننگ بمباران بیمارستانها و مدارس و مساجد و کلیساها را به جان خرید. این در حالی است که یک نظام سیاسی متعارف در دنیا و دارای حداقل امید به آینده، چنین ریسکی را مرتکب نمیشود. ارتکاب جنایت جنگی، در هیچ جای دنیا دستاورد محسوب نمیشود و انزجار بیسابقه ملتها را حتی در کشورهای متحد اسرائیل برانگیخته است. شاید تحلیلگرانی بگویند این جنایت گسترده، از سر خشم و عصبانیت است. اما این توجیه کافی به نظر نمیرسد. هیجان، طبیعتا پس از چند روز جنایت فروکش میکند. اما اسرائیل تا پایان شانزدهمین روز جنگ، سرگرم جنایت بوده است.
۳- شاید دیگرانی بگویند هدف، نابودی توانمندیهای مقاومت غزه است. این دلیل قابل تامل هم کافی به نظر نمیرسد. اولا؛ اگر به بمباران باشد، ارتش اسرائیل در طول دو دهه، هزاران بار مناطق مختلف غزه را بمباران کرده و بنابراین، باید مسئله حل میشده و نشده است. اگر هم به اشغال بود، شارون از غزه به مراتب ضعیفتر در سال ۲۰۰۵ نمیگریخت. ثانیا؛ آنچه در زیرزمین غزه میگذرد، برای صهیونیستها، مخوفتر از روی زمین است. اسرائیل با هالهای از ابهام مواجه است؛ اینکه در غزه چه اتفاقی در انتظارشان است و حال آنکه مقاومت غزه در قدم نخست، با وجود محاصره کامل منطقه، توانسته موشک وارد کند یا بسازد و به شکل انبوه شلیک کند.
۴- علت سومی که برای تداوم جنایات وحشیانه و پذیرش انزجار جهانی میتوان عنوان کرد و شاید مهمترین علت باشد، این است که ارتش، اطلاعات و دولت اسرائیل، روز ۷ اکتبر (۱۵ مهر) ضربه راهبردی جبرانناپذیری خورد. ضربات ترکیبی بیسابقهای که ظرف آن نیمروز وارد آمد، از نظر بازدارندگی، تقریبا چیزی برای اسرائیل باقی نگذاشت. چند هزار کشته و مجروح و اسیر، و صدها تانک و خودروی نظامی و تاسیسات راداری و مرزی منهدم شده، با همه اهمیت، در مقابل ضربه بزرگتری که اسرائیل دریافت کرد، هیچ است: نابودی تصویر بازدارندگی پیش چشم حریفان.
