
اقتصاد۲۴- روز گذشته الهام علیاف، رئیس جمهوری آذربایجان برای چندمین بار طی اظهاراتی به کشورمان حمله کرد و از این که ایران در مرزهای شمالیاش مانور نظامی برگزار کرده و میزبان نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان در تهران بوده است، انتقاد کرد. واکنش آقای علیاف آن هم بعد از گذشت چندین روز از هر دو رویداد، تعجببرانگیز است. آن هم در حالی که مقامات دو کشور تقریبا هر ماه به پایتختهای یکدیگر سفر میکنند و تلاش دارند روابط دو کشور را توسعه دهند.
این نخستین بار نیست که علیاف چین اظهاراتی بیان میکند، مشابه این اظهارات را بارها از او شنیدهایم؛ همین چند ماه پیش بود که او لحن تهدید خود را علیه ایران تشدید کرد و چند روز پس از آن مقامات ارشد دولت خود را به ایران فرستاد و تلاش شد جلوی تیرگی روابط دو کشور گرفته شود. بارها شنیدهایم که طرف آذربایجانی میگوید بر توسعه روابط با ایران اهتمام داریم و خواهان تنش با تهران نیستیم، اما هر بار در عمل میبینیم که طرف آذربایجانی عملا رفتارهایی در خصومت با ایران انجام میدهد.
آذربایجانیها در حالی صحبت از دوستی با ایران میکنند که همچنان در کتابهای درسی و شبکههای تلویزیونی، حتی شبکههای تلویزیونی دولتی، صحبت از آذربایجان بزرگ میکنند و عملا ایران را مورد تهدید امنیتی و ارضی قرار میدهند. در بیشتر موارد دولت ایران سکوت کرده و تلاش داشته جلوی تشدید تنش با همسایه شمالی را بگیرد، و حتی به رسانههای ایرانی توصیه شده که خشم خود را فروخورند و خویشتنداری کنند و در انتقاد از طرف آذربایجانی مصلحتاندیشی کنند و به اظهارات پوپولیستی و پانترکیستی آذربایجانیها و حرفهای یاوه و پوچ آنها وقعی ننهند. اما به نظر میرسد دولت باکو و رهبر آن، الهام علیاف سکوت ایران را حمل بر ناتوانی و محق بودن خود کرده است و سعی دارد از نجابت ایران و ایرانیها سوء استفاده کند.
لازم است جناب علی اف بداند اولا، ایران یکی از بزرگترین کشورهای غرب آسیاست که تهدید آن به مثابه بازی کردن با دم شیر است. تواناییها و امکاناتی که ایران دارد، در سایه همین وضعیت سخت فعلی ایران، از بسیاری جهات از بسیاری از کشورهای منطقه بیشتر است. ثانیا، بد نیست آقای علیاف یک بار هم شده اظهارات پدر خود را مرور کند که در پاسخ به درشتگوییهای یکی از سران ارتش دولت خود که گفته بود باید تبریز را بگیریم و به فکر آذربایجان بزرگ باشیم، گفته بود: «آقایان بدانید جزء به کل میپیوندد، کودک به دامان مادر میرود، اگر هم ادعای الحاق باشد، این ما هستیم که باید به ایران بپیوندیم نه بالعکس.» ثالثا، بد نیست آقای علیاف نگاهی به گذشته خود هم بیندازد و ببیند که در روزهای سخت از جمله جنگهای دهه نود میلادی چه کسی بود به آذربایجان کمک کرد. یا همین الآن کیست بیش از هر همسایهای به آذربایجان کمکهای متنوع میکند و بنا به ملاحظاتی ترجیح میدهد این کمکها رسانهای نشود؟! آیا آقای رئیس جمهور این قدر انصاف دارند که این کمکها را نادیده نگیرند؟!
بیشتر بخوانید: عبور علیاف از خط قرمز ایران
