۱۴۰۴/۰۶/۲۱

به گزارش روزپلاس، مفهوم تأمین مالی زنجیره تأمین در سالهای اخیر بهعنوان یکی از رویکردهای نوین برای بهبود جریان نقدینگی در بنگاهها و کاهش هزینههای تأمین مالی مطرح شده است. در این چارچوب، ابزارهای متنوعی برای ایجاد ارتباط میان خریداران، فروشندگان و نهادهای مالی توسعه یافتهاند که «فاکتورینگ معکوس» از جمله نمونههای پرکاربرد در بسیاری از کشورهاست. در این روش، خریدار اصلی که از اعتبار بالاتری برخوردار است، بهعنوان نقطه شروع فرآیند وارد تعامل با نهاد مالی میشود و این نهاد نیز بر پایه اعتبار خریدار، منابع مورد نیاز تأمینکنندگان را فراهم میکند. چنین سازوکاری میتواند علاوه بر تقویت اعتماد میان فعالان زنجیره، فشار مالی را از دوش تأمینکنندگان کوچک بردارد.
در ایران، «اوراق گام» بهعنوان ابزاری در ذیل همین سازوکار طراحی و اجرایی شد تا به گردش اعتبار در زنجیرههای تولید کمک کند. با این حال، تجربه عملیاتی آن در سالهای اخیر نشان داده که فاصله معناداری میان اهداف اولیه و واقعیتهای بازار وجود دارد. رشد انتشار اوراق گام در سال 1401 بیشتر ناشی از جذابیتهای معافیتی و امکان تنزیل در بازار سرمایه بود تا نقشآفرینی در زنجیرههای تأمین. از سوی دیگر، محدودیتهای فنی، عدم رقابتپذیری با ابزارهایی چون اعتبارات اسنادی داخلی، نبود امکان توثیق در نظام بانکی و آشنایی ناکافی بانکها و بنگاهها با این ابزار، موجب شده اوراق گام کمتر در مسیر اصلی خود یعنی تسهیل تأمین مالی زنجیرهای قرار گیرد.
در ادامه به مفهوم و روشهای «تأمین مالی زنجیره تأمین» با تمرکز بر تجربه روش «فاکتورینگ معکوس» خواهیم پرداخت. همچنین به نقد و بررسی «عملکرد اوراق گام» به عنوان یکی از ابزارهای زیرمجموعه این روش توجه خواهیم کرد.
