غزلیات همام تبریزی ( شعرهای عاشقانه قدیمی همام تبریزی )

تعجیل می‌کنی تو و پایم نمی‌رود

غزلیات همام تبریزی را در تاپ ناز قرار داده ایم. هُمام تبریزی (۶۱۷ ه‍.خ – ۶۹۳ ه‍.خ) شاعر صوفی عصر ایلخانان بود که آثاری به زبان‌های فارسی، عربی، آذری باستان و تاتی سروده است. او به واسطه اشعار، آموزه‌ها، پرهیزکاری و معنویت صوفیانه‌اش از ممتازترین شخصیت‌های زمان خود شمرده می‌شد.

مشتاب ساربان که مرا پای در گل است

تعجیل می‌کنی تو و پایم نمی‌رود

تو سلطانی و خورشیدت غلام است

ورای حسن در روی تو چیزی‌ست

به شب ماهی میان کاروان است

چه جای ساربان کاندر پی او

در شهر بگویید چه فریاد و فغان است

قومی بدویدند به نظاره رویش

یاری که رخش قبله صاحب‌نظران است

خواهم که ببوسم قدمش نیست مجالم

چشم مستانه تو آفت هشیاران است

سر بوسیدن پای تو نه تنها ماراست

شب دراز که مانند زلف یار من است

ز روزگار همین یک دم است حاصل من

مرا دماغ ز بویت هنوز مشکین است

به باغ می‌کشدم آرزوی دیدارت

دوستی دامنت آسان نتوان داد ز دست

نفسی گر نشکیبم ز لبت معذورم

مرا تویی ز جهان آرزوی جان ای دوست

میان حلقه زلفت چو مرغ جان بنشست

تورا چیزی ورای حسن و آن هست

از آن دادن نشان، کار زبان نیست

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *