
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، شعرسرایی رشید کاکاوند با پنجرهای باز به شعر شورانگیز عماد خراسانی آغاز میشود: «امشب را که در آنیم غنیمت شمریم / شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر». کاکاوند ما را به عمق این واقعیتِ عریان میبرد که تنها دارایی واقعی انسان، همین ثانیهای است که در آن نفس میکشد. او یادآوری میکند که لذت بردن از زندگی، یک پروژه موکول به آینده نیست؛ بلکه جادویی است که باید همین حالا و در همین لحظه جریان داشته باشد.
اما این نگاه خیامگونه به زندگی، ریشهای کهن در فرهنگ ما دارد. کاکاوند برای محکم کردن این ادعا، ما را به ضیافت غزل حافظ میبرد؛ آنجا که لسانالغیب میفرماید: «در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند…». عیش نقد، یعنی همین خوشیهای به ظاهر کوچکی که در آستین داریم. متن به زیبایی کالبدشکافی میکند که چرا ما با تصویرسازیهای مبهم و نامعلوم از آینده، حالِ حاضرمان را مجروح، زایل و نابود میکنیم. چرا به جای لمسِ واقعیتِ «امروز»، به پیشوازِ توهمِ «فردا» میرویم؟
گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر
باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر
شما چقدر درگیر فکر کردن به فردا هستید؟ این ویدیوی کوتاه را تماشا کنید و در بخش نظرات برای ما بنویسید که زیباترین «عیشِ نقد» و دلخوشی کوچکِ امروزِ شما چیست؟
