غریب زمانه

خراسان رضوی - همزمان با چهلمین روز خاموشی پرویز خرسند، سیدخلیل حسینی‌عطار در یادداشتی، از زندگی و قلم پرویز خرسند نوشته و با مرور نخستین دیدار خرسند و دکتر علی شریعتی، روایتی از دوستی، شاگردی و همراهی چند دهه‌ای این دو چهره فرهنگی ارائه کرده است.

پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ – ۰۹:۱۰
غریب زمانه

به مناسبت چهلمین روز خاموشی پرویز خرسند؛

غریب زمانه

خراسان رضوی – همزمان با چهلمین روز خاموشی پرویز خرسند، سیدخلیل حسینی‌عطار در یادداشتی، از زندگی و قلم پرویز خرسند نوشته و با مرور نخستین دیدار خرسند و دکتر علی شریعتی، روایتی از دوستی، شاگردی و همراهی چند دهه‌ای این دو چهره فرهنگی ارائه کرده است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سیدخلیل حسینی‌عطار، نویسنده و فعال فرهنگی: تابستان سال ۱۳۴۱ بود. پس از چند سالی که از فرنگ به مشهد خودم، به مشهد خودمان برگشته بودم و همه‌تن چشم شده و با کنجکاوی و امید می‌نگریستم تا در این سال‌ها که بی‌خبر مانده‌ام، گلی شکفته است؟ دیدم شبی در محفلی، دانش‌آموزی برخاست و پشت یک میز ساده ایستاد و نوشته‌ای از قلم خویش خواند. دیدم عجبا! چه صدای آشنایی در این سکوت! چه قلمی در این امیّت بدوی! در این جاهلیت زشت (شریعتی، ۱۳۸۴: ۴۹-۴۴)
این نخستین دیدار علی شریعتی و پرویز خرسند است. اما همین دیدار چنان اخگری از عشق و علاقه و دوستی به جان‌شان انداخت که حتی به روزگاران و در پست و بلند زندگی از دل و جان‌شان به در نشد.

علی شریعتی و پدر – هر دو – این جوان نوخاسته و دانش‌آموز دبیرستانی و خوش‌قلم را آنچنان به زیر پر و بال خود گرفتند و او را بسزا برکشیدند که گویی فرزند و برادر خویش را حمایت می‌کنند. خرسند نیز تا زنده بود این دوستی را قدر می‌شناخت و عزیز می‌داشت.

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *