گنجشکک درخت توام ،فصل بي کسي
بر شاخه ي بلند دلت، لانه ميکشم
برشانه هاي وحشي طوفان نپاش مو !
من خود به پيچ وتاب غمت شانه ميکشم !
.
هرشاخه شاخه ي تو شده آشيان من
ازوحشت صداي تبر جيغ مي کشم
بر ما مباد جدايي که ، شک نکن
بر دست هاي سرد تبر تيغ مي کشم !
.
حالا بغل بگير مرا حضرت درخت
پاييز برگ و بال دلم را بهار کن …
بر باد رفته از سر من عطر شانه ات
با بوسه هات برسر من گل هوار کن !
