درس استقامت
مدرسه شروع شده بود و من مصمم تر ار قبل ژیمناستیك را دنبال میكردم. كمكم شركت در مسابقات اردوها هم به آن اضافه شده بود و از 9 ماه سال تحصیلی تقریباً سه، چهار ماه را سر كلاسها حاضر میشدم و با همكاری مسئولان مدرسه به درس و ورزش توأم با هم میرسیدم اما هیچ گاه یكی را فدای دیگری نكردم و اكنون هم به ورزش در كنار درس اهمیت میدهم.فاطمه اكرمی كه در حال حاضر دانشجوی رشته سختافزار كامپیوتر است ضمن بیان این جملات ادامه داد: اگر همراهی پدر و مادرم نبود، نمیتوانستم مسیر زندگیام را به درستی انتخاب كنم و بدون شك اگر جدیت هایشان نبود نمیتوانستم جسارت انجام حركات ورزشی پاركور را پیدا كنم. وی با یادآوری خاطره فراموشنشدنی آن روز گفت: سال 86 بود كه برای تمرین ژیمناستیك رفته بودم و به دنبال یكی از حركات كه به درستی انجام نشده بود دچار شكستگی بسیار شدید از ناحیه پا شدم و زمانی كه مرا به بیمارستان رساندند خانوادهام را در جریان موضوع قرار دادند.
در شرایط خوبی نبودم و همه انتظار داشتند مادرم بعد از دیدن این صحنه تمركز و توان خود را از دست دهد اما او در كمال ناباوری من و پرستاران، ملحفه سفید را كنار زد و با دیدن وضعیت پای من تنها گفت اگر بیشتر دقت میكردی اینطور نمیشد. اگر آن روز مادرم با قدرت عمل نمیكرد من هم نمیتوانستم به سرعت با این موضوع و مشكلات پس از آن كنار بیایم. دوره خیلی سختی بود، آب درمانی و فیزیوتراپیهای هر روزه خستهكننده بود اما از مادرم یاد گرفته بودم قوی باشم و همین باعث شد یك سال بعد از آن حادثه تلخ در مسابقات شركت كنم و مقام نخست را كسب كنم.
