(وقتی عکست را روی حجله دیدم)
یاد آن پلانی افتادم که می گفتی : منصور! دوست داشتم خوش بگذرونم
کاش می تونستم عیاشی کنم..گوش میدی؟حواست به من هست؟
(وقتی عکست را روی حجله دیدم)
یاد آن پلانی افتادم که می گفتی شارژ گوشیم تموم شد مثله خودم …
(وقتی عکست را روی حجله دیدم)
یاد آن پلانی افتادم که خودت چیزی نمیخوردی
اما نگران تشنگی آن سگ ولگرد بودی …
