«عملیات نشد» برای همه‌مان خاطره‌ای ماندگار شد!

تا زمستان ۱۳۶۳، ارتش و سپاه با هم مشترکاً عملیات انجام می‌دادند. به این ترتیب که غالباً یک یا دو گروهان از ارتش، موقتاً به یک گردان از سپاه می‌پیوستند و به همین نسبت نیز یک گروهان از سپاه به گردان ارتش می‌رفت و در ادغام با نیرو‌های آن گردان، وارد عملیات می‌شدند.

تا زمستان ۱۳۶۳، ارتش و سپاه با هم مشترکاً عملیات انجام می‌دادند. به این ترتیب که غالباً یک یا دو گروهان از ارتش، موقتاً به یک گردان از سپاه می‌پیوستند و به همین نسبت نیز یک گروهان از سپاه به گردان ارتش می‌رفت و در ادغام با نیرو‌های آن گردان، وارد عملیات می‌شدند.

تا زمستان ۱۳۶۳، ارتش و سپاه با هم مشترکاً عملیات انجام می‌دادند. به این ترتیب که غالباً یک یا دو گروهان از ارتش، موقتاً به یک گردان از سپاه می‌پیوستند و به همین نسبت نیز یک گروهان از سپاه به گردان ارتش می‌رفت و در ادغام با نیرو‌های آن گردان، وارد عملیات می‌شدند. بعد از عملیات بدر که زمستان سال ۶۳ بود، سپاه و ارتش جداگانه عملیات انجام می‌دادند و دیگر ادغامی در کار نبود، ولی همچنان از عملیات یکدیگر حمایت و پشتیبانی می‌کردند. خاطره‌ای که پیش رو دارید، مربوط به ادغام چند گروهان مستقل از لشکر ۱۴ امام‌حسین (ع) در لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدا (ع) است که در گفتگو با سیدمرتضی موسوی و به روایت ایشان پیش‌رو دارید.

۳ گروهان مستقل
تابستان ۱۳۶۳ بود. به دستور حاج حسین خرازی قرار شد سه گروهان مستقل از لشکر امام حسین (ع) به فرماندهی برادر شهید تقی علیجانی، برادر علی جعفری و برادر اکبر عنایتی به لشکر ۲۱ حمزه بروند تا برای انجام عملیات مشترک اعزام شوند. هر گروهان به استعداد ۱۵۰نفر بود. در مقابل هم دو گروهان ارتش به گردان‌های امیرالمؤمنین (ع) و موسی‌بن‌جعفر (ع) بیایند.
مأموریت گروهان مستقل قمربنی هاشم (ع) به فرماندهی برادر علی جعفری که من در آن زمان جانشین این گروهان مستقل بودم، رفتن به تیپ یک لشکر ۲۱حمزه در اطراف جاده دارخوین به طرف بیمارستان امام حسین (ع) بود. تابستان هوا بسیار گرم و حرارت زیادی از دل خاک خوزستان به هوا برمی‌خواست. گروهان مستقل را با کمک ماشین‌های ترابری سنگین لشکر امام حسین (ع) به مقر گردان ۱۶۱ ارتش انتقال دادیم. باید مدتی در داخل چادر‌های گروهی می‌ماندیم و هر دسته ۳۰ نفری برای خودش چادر برپا کرده بود.

سقفی از تور‌های استتار!
از شدت گرما، استراحت و ماندن در داخل چادر‌ها برای نیرو‌ها سخت شده بود. برادران ارتشی به رسم میهمان‌نوازی، تور‌های استتار را برای ما آوردند و بچه‌ها تور‌ها را روی سر چادر‌ها به عنوان سایه‌بان نصب کردند. آموزش فشرده نیرو‌ها شبانه‌روزی با تعامل با برادران ارتش و متناسب با شرایط و زمین منطقه عملیاتی بدون وقفه ادامه داشت.
شناسایی منطقه عملیاتی پاسگاه زید از مدت‌ها قبل از سوی نیرو‌های واحد اطلاعات و عملیات و واحد تخریب شروع شده بود. با تکمیل شناسایی‌ها، به زمان عملیات مشترک سپاه و ارتش در منطقه زید نزدیک می‌شدیم. سرگرد الماسی فرمانده گردان ۱۶۱ مرتب در سخنرانی‌های خود در جمع کادر و سربازان از حضور نیرو‌های مردمی و سپاه به عنوان پیشقراولان و خط‌شکنان عملیات یاد و ابراز خرسندی می‌کرد!

جلسات ارتش و سپاه
همچنین جلساتی با حضور فرماندهان ارتش و فرماندهان گروهان‌های مستقل سپاه در قرارگاه تاکتیکی لشکر ۲۱ حمزه و تیپ یک که در مجاور رودخانه کارون قرار داشت، انجام می‌گرفت. کم‌کم به شب عملیات نزدیک می‌شدیم. کار شناسایی منطقه عملیاتی زید تقریباً تمام شده بود و یگان‌های ارتش و سپاه اقدام به نقل و انتقال واحد‌های پشتیبان خود به منطقه کردند. محور‌های عملیاتی هر لشکر، تیپ و مأموریت هر گردان مشخص شده بود.
به دلیل فاصله زیاد بین خط مقدم ما و دشمن، بچه‌هایی که در خط زید بودند، شبانه چندین کانال نفررو جلوتر از خط خودی حفر کرده بودند تا فاصله با دشمن کمتر شود. لازمه شکستن خط مقدم دشمن عبور از میادین مین وسیع، سیم خاردار‌های حلقوی پی در پی، سنگر‌های کمین و عبور از کانال ضد تانکی بود که مقابل ما و نیرو‌های عمل‌کننده قرار داشت.
شب‌ها نیرو‌ها تمرین‌های سختی را برای عبور از این موانع در بیابان‌های اطراف دارخوین انجام می‌دادند. بیشتر روز‌ها سردار شهید حاج علی قوچانی به عنوان نماینده لشکر، برای بازدید و بررسی اوضاع و احوال نیرو‌های گروهان مستقل به مقر ما می‌آمدند.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *